تبليغاتX
دوره 12

بسم رب الحسین (ع)

جلسه توجیهی پیرامون سفر کربلا

 در این جلسه توضیحاتی پیرامون سفر کربلا به دوستان داده خواهد شد.

۵شنبه ۴-۵ بعد از ظهر در محل دبیرستان

http://old.yek.ir/index.php?action=show_news&news_id=440

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 22:30 توسط غلامرضا رجبی |

جلسه اخلاقی حاج آفا مجتبی تهرانی

چهارشنبه شب ها تقریبا۲۰ دقیقه بعد از نماز عشا(حدودا یک ساعت بعد از اذان مغرب)

آدرس: بهارستان،خیابان ایران،کوچه ملکی

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 9:55 توسط غلامرضا رجبی |

اردوی جهاد سازندگی نوروز ۸۶- جلسه شبانه...

ازالف اول امام از بعد پیغمبر علی است

                      آمر امر الهی شاه دین پرور علی است

ب=برادر با نبی بیرق فراز دین حق

               بحراحسان باب لطف بی حد وبی مر علی است

ت=تبارک تاج وطاها تخت ونصرالله سپاه

                تیغ آور خسرو مستغنی از لشکرعلی است

ث=ثری مقدم، ثریا متکا ثابت قدم

                   ثانی احمد به ذات کبریا مظهر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 22:15 توسط غلامرضا رجبی |

وقتی که می فهمی یقین هم شک بر انگیز است

وقتی که می فهمی زمین هم سنگ ناچیــز است

 

وقتـــی کلاغان جهــــان هــــــم خـوب می دانند

جای من و تو یک مترسک مرد جالیـــــز است

 

وقتـــی کــــه می بینـــــی تمام تیــــغ هــا را که...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 20:15 توسط غلامرضا رجبی |

کی روا باشد که گردد عاشق غمخوار خار

در ره عشق توام در کوچه و بازار زار

در جهان عیشی ندارم جز رخت ای دوست دوست

جز تو در عالم نخواهم ای بت عیار یار

از فراقت کار گشته بر من دلتنگ تنگ

با لب لعل تو دارد این دل افکار کار

هر چه میخواهی بکن با من تو ای طناز ناز

گر دهی یک بوسه ام زان لعل شکربار بار

ساقیا زآن آتشین می ساغری لبریز ریز

تا به مستی برزنم در رشته ی زنّار نار

مطربا بزم سماع است و بزن بر چنگ چنگ

طبع خواب آلودگان را از طرب بیدار دار

این مطلب رو تقدیم کردم به همه دوستان دوره "صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف" به مناسبت:

 

 

با کلی فراز و نشیب!

امروز ۱۰۰۰۰ تایی شدیم

یعنی چی؟

یعنی یه نگاه به شمارشگر کنار وبلاگ بنداز می فهمی!

پس:

100۰۰تایی شدنمون مبارک! ان شاءالله "هر روز بهتر از دیروز" !

امیدوارم۱۰۰۰۰۰۰تایی شدنمون رو به زودی  تبریک بگیم!

یا مهدی

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:23 توسط غلامرضا رجبی |

 
عیدتان مبارک . غزلی از علیرضا قزوه داغ داغ خدمتتان:
 

دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان

شب قدر است٬  لبخندی بزن ٬ مولای درویشان!

 

اگر همسو نمی گردند با فریادهای تو

نمی گریند دل ریشان ٬ نمی چرخند درویشان

 

هنوز آن سوی دنیا قدر خوبی را نمی فهمند

فراوان اند بدخواهان و بسیارند بدکیشان

 

رها از خود شدم آن قدر این شب ها که پنداری

نه با بیگانگانم نسبتی باشد نه با خویشان

 

به مرگ زندگی!... من مرگ را هم زندگی کردم

جدا از زندگانی کردن این مرگ اندیشان

 

شب قدر است لبخندی بزن تا عید فطر من

تبسم عیدی من باد ٬ بادا عیدی ایشان

                                            مهر ۱۳۸۷

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:13 توسط غلامرضا رجبی |

 

نهج البلاغه ـ نامه ۳۱

بدان ! خدایی که گنج های آسمان در دست اوست به تو اجازه درخواست داده و اجابت آن را بر عهده گرفته است .

و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 22:23 توسط محمد فرقانی |

 

(لا حول و لا قوة الا) در بسته...

(او ماند و فقط یک زن تنها ... در بسته...      باید برود، پس چه کند با در بسته؟!)


 

مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ (توصیه های مقام معظم رهبری در ماه مبارک رمضان)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 22:40 توسط غلامرضا رجبی |

اگه دوست داشتین یه کم بیشتر در مورد کتاب خدا بدانید به این دو لینک برای دیدن سخنان قصار امام و رهبری در مورد قران مراجعه کنید.

http://yek.ir/index.php?action=show_news&news_id=403

 

http://yek.ir/index.php?action=show_news&news_id=404

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:31 توسط غلامرضا رجبی |

خدایا تو ما را لیاقت بده که در این مهمانی که از ما کردی به طور شایسته وارد بشیم...

http://upload.iranblog.com/1/1220014618.mp3

 

 

...قرآن تا اعماق دل شما نفوذ خواهد کرد

http://upload.iranblog.com/1/1220028177.mp3

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:12 توسط غلامرضا رجبی |

میلاد موعود مبارک

برای استفاده اینجاکلیک کنید.

تمام قسمت هاش رو ببینید که از دستتون نره!

یا حق

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 0:19 توسط غلامرضا رجبی |

وظیفه...

۸.    وظیفه ما مسلمان هاست که با رفتارخود،گفتار خود،با عزم

 

 و اراده خود پیام بعثت را در مقابل چشم مردم جهان قرار

 

 دهیم.4/8/79

 

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 8:18 توسط غلامرضا رجبی |

خوشبخت کیست؟ خیلی‌ها به این سوال پاسخ داده‌اند، پاسخ تو چیست؟
چند خط سکوت می‌کنم تا تو هم جواب بدهی ...












پاسخ یکی از ستاره‌های رقص و موسیقی خارجی به این سوال چنین است: «خوشبخت کسی است که با زندگی واقعی آشنا شده باشد.»
منظورش این است که اگر کسی بفهمد «برای چه آمده است» خوشبخت است، کسی که جواب مهمترین سوال زندگیش را پیدا کرده باشد.
ماشا، ستاره پیشین رقص و موسیقی روسیه، که این روزها روسری بر سر دارد و هر روز در نماز با خدایش خلوت می‌کند، درباره هدف از زندگی می‌گوید:
«خداوند به ما تفکر و تعقل نداده تا بیاییم زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم، خدا به ما فرصت زندگی کردن داده تا به او برسیم.»
از ماشا الیلیکینا پرسیدند: الان که مشغول تدریس در دانشگاه هستی، حسرت دو سال قبلت را نمی‌خوری؟ همان زمانی که به عنوان یک هنرپیشه جذاب و یک مدل زیبا مطرح بودی و همراه گروه رقص و موسیقی فابریک روسیه (fabrikazvezd) به اوج شهرت و محبوبیت رسیده بودی؟
ماشا پاسخ داد: «آن جلوه‌ها برایم بی‌ارزش و منفور شده‌اند.»

یک کلیک:
اصل مصاحبه به زبان روسی
ترجمه مصاحبه به زبان فارسی توسط بخش روسی خبرگزاری ابنا

منبع:http://www.talabeh3.persianblog.ir/

وبلاگ جالبیه تازه اول هم شده!نظراتشم مثل ما نیست که به زور ۴ تا نظرم نداره، ۱۰۰ به بالا کار می کنه!!!!! اعیونیه

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 23:10 توسط غلامرضا رجبی |

جهاد لازمه استقرار اهداف بعثت:

۷.البته بدون جهاد وبدون تحمل سختی انسان به جایی نمی رسد و

 

 امت اسلامی باید سختی ها را تحمل کند تا بتواند به اهداف بلند

 

خودش برسد.این ها وظایف مهم امروز ما در دنیای اسلام است.

 

۸۵/۵/۳۰

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 10:18 توسط غلامرضا رجبی |

مقدمه بودن عدالت برای تزکیه و ...

۶.هدف انبیا در قلمرو زندگی اجتماعی مقدمه ای برای رسیدن به

 

همان هدفی است که در قلمرو فردی وجود دارد.1/11/71

 

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 7:55 توسط غلامرضا رجبی |

هدف اجتماعی

۵.    در قلمرو حیات اجتماعی چیزی که به عنوان هدف معین

 

 شده است،عدالت اجتماعی است.لیقوم الناس بالقسط؛قسط

 

 یعنی این که عدل خرد شود و به شکل عدالت اجتماعی

 

در آید. انبیا برای این آمدند.1/11/71

 

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 23:49 توسط غلامرضا رجبی |

هدف فردی

۴.    اخلاق و معنویت ومحبت وفضیلت و کرامت،بزرگترین هدف

 

 بعثت پیامبر ماست.31/5/85

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی(حفظه الله)

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 23:42 توسط غلامرضا رجبی |

درس بگیریم!

۳.پیام بعثت برای ما یک پیام سازنده و یک درس است.این پیام

 

 صرفا یک قرارداد اجتماعی نیست بلکه یک حرکت است.

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 23:59 توسط غلامرضا رجبی |

بزرگداشت مبعث،چرا؟

۲.بزرگداشت مبعث بیش از آنچه صرفا تجلیل از یک خاطره گرامی

 

 باشد،مطرح کردن درس های بزرگ بعثت پیغمبر(ص)است.2/7/82

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 13:53 توسط غلامرضا رجبی |

سلام

از امروز تا مبعث هر روز سعی می کنم یک جمله از رهبر معظم انقلاب در این مورد رو بذارم رو وبلاگ! شما هم می تونید از اینها برای پیامک زدن به دوستانتون و ارتباطی اسلامی و نه روزه استفاده کنید! 

توجه داشته باشید که:

۱. این جملات چون یک سیر رو دنبال می کنن قاعدتا باید تا آخر بیاید تا مطالب بیشتری رو بفهمید 

۲.بعد هم اینکه وقتی خوندین مکث کنید! در جملات تفکر و تامل کنید و ارتباطش رو با بقیه جملات بررسی کنید

۳.این فقط یک استفاده ای است که از مبعث میشه کرد پس دنبال همه اسلام و مبعث تو این جملات نباشید.

جمله اول:اهمیت مبعث

1.    -بعثت پیغمبرخاتم(ص)از لحاظ اهمیت در رأس همه حوادث

 

بزرگ و  کوچک تاریخ بشر قرار دارد.7/9/76

 برای دیدن بقیه جملات حتما به صفحه اصلی وبلاگ مراجعه کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 20:17 توسط غلامرضا رجبی |

>>>>دو رکعت نشسته<<<<

به نام عشق

 

و چند بند از یک مربع ترکیب فاطمی...

 

 

شنيده مي شود از آسمان صدايي كه...

كشيده شعر مرا باز هم به جايي كه ...

نبود هيچ كسي جز خدا،خدايي كه...

نوشت نام تورا ،نام اشنايي كه ـ

پس از نوشتن آن آسمان تبسم كرد

و از شنيدنش افلاك دست و پا گم كرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزين شد

نوشت فاطمه تكليف نور روشن شد

دليل خلق زمين و زمان معين شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل  قصیده ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعريف ديگري دارد

ز درك خاك مقام فراتري دارد

خوشا به حال پيمبر چه مادري دارد

درون خانه بهشت معطري دارد

پدر هميشه كنارت حضور گرمي داشت

براي وصف تو از عرش واژه بر مي داشت

چرا كه روي زمين واژه ی وزيني نيست

و شأن وصف تو اوصاف اينچنيني نيست

و جاي صحبت اين شاعر زميني نيست

و شعر گفتن ما غير شرمگيني نيست

خدا فراتر از اين واژه ها كشيده تورا

گمان كنم كه تورا، اصلا آفريده تورا

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند

و زير سايه ی آن کعبه اعتکاف كند

ملك ببيند وآنگاه اعتراف كند

كه اين شكوه جهان را پر از عفاف كند

كتاب زندگي ات را مرور بايد كرد

مرور كوثر و تطهيرو نور بايد كرد

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود

و وصف مردمش الهاكم التكاثر بود

درون خانه ی تو نان فقر آجر بود

شبيه شعب ابي طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برايت آماده است

حصير خانه ی مولا به پايت افتاده است

به حكم عشق بنا شد در آسمان علي

علي از آن تو باشد... تو هم از آن علي

چه عاشقانه همه عمر مهربان علي!

 به نان خشك علي ساختي، به نان علي

از آسمان نگاهت ستاره مي خواهم

اگر اجازه دهي با اشاره مي خواهم-

به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم

كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم

شكسته آمده ام تا شكسته بنويسم

و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادري كن و اينبار هم اجازه بده

به افتخار بگوييم از تبار توايم

هنوز هم كه هنوز است بي قرار توايم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توايم

كنار حضرت معصومه در كنار توايم

فضاي سينه پر از عشق بي كرانهء توست

(كرم نما و فرود آ كه خانه خانهء توست)



منبع : وبلاگ حمیدرضا برقعی

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 2:20 توسط مهدي دهقاني |

این رجب ها در من آغاز طلوعی تازه ا ست

 

باده بالایی ست امشب  باده از بالا بریز

آتش تبریز را در جان مولانا بریز

 

ای ضیاء الحق،  شبم از نور  شمس الدین تهی ست

این دو روز مانده را دردی به جان ما بریز!

 

 لای لای مادران جز "لا اله" درد نیست

شیر "لا" نوشیده ام من، شربت "الّا" بریز

 

گرچه لبریزیم از زخم کهن، امّا بزن

گرچه تلخ است این شراب خانگی، امّا بریز

 

ما همه خاکستر توفان و خورشیدیم و موج

مشتی از خاکستر ما بر سر دریا بریز

 

زیر دلق خود چه داری، زاهد دنیاپرست!

از می فردا چه می گویی؟ همین حالا بریز

 

این رجب ها در من آغاز طلوعی تازه ا ست

شور شعبان است در من، شور عاشورا بریز

 

ای گل مولا نفس فرسود دنیایم مخواه

بر سر قبرم چو می آیی گل مولا بریز

                                        علیرضا قزوه    تیرماه 1387

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 12:48 توسط غلامرضا رجبی |

بهشت گم شده

 

"علیرضا قزوه"

شهید شادمانی ها مشو، غم را  مواظب باش

اگر بر عمر حسرت می بری، دم را مواظب باش

 

جهان را از محرّم تا محرّم اشک می بینم

رجب را شاد زی، امّا محرّم را مواظب باش

 

پری وار منا! پر، وا مکن هر جا که پروانه ست

فرشته آدما، معراج آدم را مواظب باش

 

پدرها و پسرها  را تب تقدیر خواهد کشت

دم جان کندن سهراب، رستم را مواظب باش

 

نمازی آتشی خواندی، بهشتی دوزخی دیدی

بهشت نقد گم کردی،  جهنّم را مواظب باش

 

کلامی تازه پیدا کن، بهشت گم شده این است

سحر را تازه کن، باران نم نم  را مواظب باش

 

اگر باران شدی لب های عطشان را رعایت کن

اگر توفان شدی گل های مریم را مواظب باش

                                                                                          تیرماه ۱۳۸۷

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 13:8 توسط غلامرضا رجبی |

حسام ایپکچی؛ از يکی دو سال پیش، همواره در کمين «حال» و «مجال» بودم تا چند سطری برای حضرت زهرا بنویسم. نمی دانم چنین نوشته ای را به ایشان بدهکار بودم یا به روح خويش اما حال پدیدار شد و مجال مقدر. تا اينکه نوشته «من فاطمه ام…» زاييده شد.

در توضیح این نوشتار چند نکته لازم است:
اول اینکه، متن برداشتی ذهنی است از خودگويي های ايشان در هنگام بازگشت از مسجد پس از ايراد خطبه ای قراء آنچنان که در کتب متعددی ثبت است.

دوم خصيصه ای است در شيوه نگارش اين متن، آنچنانی که در کل متن هیچ اسم خاصی وجود ندارد، الا آخرين کلمه نوشتار.

امید که مقبول طبع اهل نظر شود که هرچه هست از نظر ايشان است و در نظر بازی ما بی خبران، حیران!
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 1:33 توسط |

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ (34) وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ (35) قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (36) وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ (37)

و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم‏دهنده نفرستاديم مگر اينكه مترفين آنها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‏ايد كافريم!» (34)

و گفتند: «اموال و اولاد ما (از همه) بيشتر است (و اين نشانه علاقه خدا به ماست!); و ما هرگز مجازات نخواهيم شد!» (35)

بگو: «پروردگار من روزى را براى هر كس بخواهد وسيع يا تنگ مى‏كند، (اين ربطى به قرب در درگاه او ندارد); ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (36)

اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرب نمى‏سازد، جز كسانى كه ايمان بياورند و عمل صالحى انجام دهند كه براى آنان پاداش مضاعف در برابر كارهايى است كه انجام داده‏اند; و آنها در غرفه‏هاى (بهشتى)در (نهايت) امنيت خواهند بود! (۳۷)

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:25 توسط غلامرضا رجبی |

فاطمة بضعة منی فمن اذاها فقد اذانی

ايام فاطميه و ياد گرامى بانوى دو عالم، سيده‌ى زنان از اولين و آخرين، حضرت فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله عليها) مناسبتى است که دلها و ذهنها را به‌ تدبر در مسائل فراوانى که امروز در پيش روى امت اسلام است، دعوت مى‌کند. 6/78 بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با گروه کثيري از سپاهيان و بسيجيان در مشهد

 

خودِ الگو ي فاطمه‌ى زهرا سلام‌الله عليها که در دوران کودکى، در بعد از هجرت پيغمبر به مدينه، در داخل مدينه و در همه‌ى قضاياى عمومى آن روز پدرش‌ -که مرکز همه‌ حوادث سياسى اجتماعى بود - حضور داشت، نشان‌دهنده‌ نقش زن در نظام اسلامى است. البته فاطمه‌ زهرا سلام‌الله عليها قلّه‌ اين فضائل است : 30/6/79 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار گروه کثيري از بانوان

 

درباره‏ى مقامات صديقه‏ى طاهره (سلام‏اللَّه‏عليها) زبان و گفتار ما ياراى بيان ندارد؛ نمى‏شود توصيف كرد؛ وصف او از حد اين قالبهاى معمولى بيانى ما بالاتر است؛ اما با زبان هنر تا حدودى مى‏شود ذهنها را نزديك برد؛ اين كه بنده روى مداحى و شعر و سرودهاى اسلامى تكيه مى‏كنم، به همين خاطر است. با بال و پر هنر مى‏شود مقدارى ذهن را نزديك كرد، ولى به حقيقت آنها در مقام توصيف نمى‏شود رسيد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:12 توسط غلامرضا رجبی |

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

 

 

بحث دنیا و آخرت تاثیر عمیقی در زندگی ما دارد و قرآن و ائمه معصومین(علیهم السلام) و به تبع آن، شاگردان مکتب اهل بیت و رهبران و فقیهان جامعه اسلامی مان، تحت عناوین مختلف و از جنبه های مختلف و در ابعاد فردی و اجتماعی در این مورد سخن گفته اند.

در جلسه هفتگی جمعه که تحت عنوان قناعت به این مساله پرداختیم بنده هم مطالبی را خدمت عزیزان عرض کردم که سعی کردم منطبق با نگاه قرآن و روایات باشد.

آنچه که در این جا می آورم مطالبی است که در جلسه عرض کردم با آیات یا روایات مربوط به آن ها.

ادامه در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:57 توسط غلامرضا رجبی |

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 12:51 توسط یاسر حسین بیک |

براي دانلود مداحي زير بر روي شهيدان تا آخرين قطره خونمان راهتان را ادامه خواهيم داد کليک کنيد.

به نام خداوند مردان جنگ                  دلیران چون شیر و ببر و پلنگ
 به نام خداوند یاران دین                      ز شک رسته مردان اهل یقین
  به نام یلان محمد (ص) نشان             که شد شورشان غبطه ی گردباد
  براي ديدن متن کامل به ادامه مطلب برويد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 18:25 توسط |

حضرت آيت الله العظمی بهجت ( حفظه الله ) :

آقايي که خود او و پدرش از اهل کرامت بودند ، نقل کرد که پدرش
با آن کرامات و مقامات  ، در حال رکوع و سجود تنها سه مرتبه
« سبحان الله » می گفت . آن ها کيفيت ها را در عبادات ملا حظه
 می کردند نه کميّت را ... . خدا می داند همين عبادت های ساده و
مختصر اگر از اهلش صادر شود چه اثرها دارد ؛ ولی مفصّل آن از
 غير اهلش بی اثر است .

حضرت آيت الله العظمی بهجت ( حفظه الله ) :

ترک واجبات و ارتکاب محرمات ، حجاب و نقابِ ديدار ما از آن حضرت(امام زمان ارواحنا فداه) است.

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 9:59 توسط |

سلام رفقا !
راستش اساسا من عددی نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم فکر نکنید دارم شوخی می کنم راست می گم ! اما بر حسب وظیفه ای که بر دوشم گذاشتند مجبور شدم که این چند قسمت مقدمه چینی کنم چون هدفی که این مطلبا را براش زدم هدف بزرگی است و امیدوارم که برای چند لحظه ام که شده بعد خواند این مطلب  و مطلبای قبلی چند لحظه به مانیتور نگاه نکنید و در مورد این مسایل فکر کنید . اگه سوالی هم در مورد حفظ قرآن داشتید حتما بپرسید.

حدد دو ماه قبل بود با یه بچه مثبت آمریکایی مسیحی دوست داشتنی به نام پاتریک داشتم صحبت می کردم که در عنفوان جوانی بود و خدود ۱۶ سال داشت.ازش پرسیدم که پاتریک به نظر تو دین تو در زندگی روزمره تو چه نقشی دارد ؟ این سوال را از تو هم می پرسم دوست عزیزی که داری این مطلب را می خونی ! پاتریک با سن کوچکش جوابی بزرگ به من داد . که با شنیدن جواب او به داشتن چنین دوستی به خود بالیدم . او گفت : اساسا مسیحیت روش زندگی من است و مسیحیت یعنی روش زندگی و زندگی یعنی مسیحیت (ازتون می خوام که با سرعت از این مطلب آخر رد نشید). به راستی چند نفر از ما در زندگیمان از اسلام استفاده می کنیم ؟ من خیلی ها را می شناسم که فقط در مواقعی خاص از اسلام استفاده می کنند. مثلا تا برای طرف مشکلی پیش میاد یا کسیش فوت می کنه یا کسی تو بیمارستانه یا باید قرضی رو بده و ... تازه یاد اسلام می کنه ُ و در خوشیهایش و عروسیهایش و ... اسلام بی اسلام. آیا ما هم چنینیم فقط شبای امتحان یا برای منافع شخصی از اسلام استفاده می کنیم ؟ به نظر من اگه ما نگرشمون رو نسبت به قضیه اسلام عوض کنیم . زندگیمون دگر گون می شه الان براتون عرض می کنم چرا. به نظر من ما باید به این باور برسیم که بند بند اسلام برای لذت بردن بشر از زندگی اش و بهینه سازی این زندگی وضع شده نه برا محدود کردن انسان . خیلی از ماها فکر می کنیم که اسلام فقط می خواد هوای نفس آدم رو محک بزنه که چقدر می تونه سراغ چیزای خوب نره . در صورتیکه این تفکر غلطه (از نظر حقیر)  نه آقاجون این شکلی نیست خداوند دوست ندارد که رنج و درد بنده هایش را ببیند بلکه خداوند دوست دارد که خوشی بنده هایش را ببیند . مثلن بعضی از ماها فکر می کنیم که اگه نزول بدیم یا نزول بگیریم پولمون زیاد می شه یا غیره در صورتیکه خداوند همون اول به ما از سر لطف و ... گفته های احسان های کامبیز های ... اگه می خوای که تو جامعتون با لذت زندگی کنید و هیچ مشکلی نداشته باشید یه وقت نرید سراغ نزول و گناه و ... ولی ما ها هنوز باور نکردیم و هی می خوایم با خدا لجبازی کنیم. خلاصه اگه واقعا ما بتونیم تو زندگیمون اسلام را اجرا کنیم همین دنیا برای ما بهشت خواهد شد و ما می توانیم در کنار همدیگر یا عشق و علاقه و بیشترین لذات مادی و معنوی زندگی کنیم. ولی افسوس ....
حالا بشنینید سنگاتون وا بکنید آیا واقعا شما از ترس بهشت و جهنم مسلمونید یا به خاطر این مسلمونید که خودتون انتخاب کردید و پذیرفتید که بهترین روش و منطقی ترین روشی که می تونید زندگی کنید اسلامه ! هر وقت به شیوه دوم رسیدید یا دوست داشتید که برسید چاره ای ندارید جر حفظ قرآن.
التماس دعا ( انصافا تا نرقتی سراغ یه کار دیگه یه دعا هم حقیر بکنید و بعد برید )

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 0:25 توسط |

سلام پیشنهاد می کنم که قبل از خواندن این نوشته شماره های قبلی آن را مطالعه فرمایید.

می خور که شیخ حافظ و احسان و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

بقیه در ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 15:4 توسط |

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً (17) وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَـئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (18)

پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏دهند، سپس زود توبه مى‏كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏پذيرد; و خدا دانا و حكيم است. (17)براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى‏رسد مى‏گويد: «الان توبه كردم!» توبه نيست; و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى‏روند; اينهاكسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده‏ايم. (18)

س . نساء

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 15:56 توسط یاسر حسین بیک |

هو السلام

گرچه تعليمات مردم واجب است تزکيه قبل از تعلم واجب است تزکيه يعني که خود را ساختن بعد از آن بر ديگران پرداختن

سلام

پيشنهاد مي‌کنم که قبلش بخش ۱ را مطالعه بفرماييد.

ادامه قسمت اول

يادم مي‌ياد از کودکي تا حافظي از قرآن را در تلويزيون مشاهده مي‌کردم از درون آهي مي‌کشيدم و مي‌گفتم يعني روزي نيز فرا خواهد رسيد . که قرعه به نام من ديوانه زنند و من حافظ شم ، بدلايلي اين امر محقق نشد و گذشت تا دبيرستان ، يادم هست که هر وقت حافظ قرآن خردسالي مي‌ديديدم پيش خود مي‌گفتم ديگه حفظ قرآن از ما گذشته. زهي خيال باطل

در اين قسمت به حول و قوه‌ي الهي مي‌خواهم در زمينه  موانعي که بر سر اين راه مقدس است با شما سخن بگويم. خوب بر مي‌گرديم به ۳ سال پيش يادم هست همان سال من به تک‌تک رفقايي که مي‌شناختم نداي هل من ناصر ينصرني را رساندم و هيج‌کسي لبيک نگفت : و همه به با بهانه‌هاي بچه‌گانه‌اي از اين امر سر باز مي‌زدند.

يه سري مي‌گفتن بابا ما نمي‌تونيم حفظ کنيم حافظمون نمي‌کشه ، به نظر من اين يکي از ضايع‌ترين و مسخره‌ترين روشهاي پيچوندنه ، مي‌پرسيد چرا ؟ نمي‌دونم چرا سر اينجور کارا که مي‌رسه حاجي حال نداره ؟ تو پرانتزيه خاطره عرض مي‌کنم و بعد بر مي‌گردم : استاد قرآن من که واقعا تا ... مديونشم مي‌گفت : در همسايگي ما يه پيرمردي زندگي مي‌کرد . مي‌گفت : روزي اينا جشن گرفته بودن و کنسرت و ... آورده بودن من هم اتفاقي داشتم رد مي‌شدم ، ديدم که چند تا باند خيلي بزرگ آوردن و گروه کنسرت با آخرين ولوم مشغول اجراي مراسم بود ديدم اين پير مرده بغل يدونه از اين بانداي خيلي بزرگ که نشسته هيچي گوششم نزديک‌ کرده که نکنه يه وقت يه تيکه ازاجرا رو از دست بده .

مي‌گفت صدا اين قدر بلند بود که تا سر کوچه مي‌رسيد.  اين قضيه گذشت چند روز بعد مراسمي خصوصي داشتيم و مشغول خواندن قرآن بوديم که اين پير مرد زنگ زد و گفت چه‌خبره شما صلب آرامش مردم کرديد و ... ؟؟ چطور ساعت ۱۲ شب ما حاضريم به صداي گروه رپ و مپ و متال و ... گوش بديم اما فرضا به خاطر صداي اذاني که پخش مي‌شه همه‌ي همسايه‌ها شاکي مي‌شن ؟

حالا بر مي گرديم به همين قضيه حافظه اگه من از همون شخصي که اين حرف زد مي‌پرسيدم که برام فيلمي که ۱۵ سال قبل ديدي رو تعريف کن از اول تا آخرش با جرئيات برام تعريف مي‌کرد يا اگه مي‌پرسيدم مراحل يک بازي کامپيوتري رو بمن بگو ....

حالا انصافا حافظه چنين شخصي کمه ؟ اگه کمه پس چطور ريز فيلما وبازيهاي جام جهاني‌ها و ... رو مي‌تونه توو خودش نيگه داره ؟ متاسفانه هنوز هم ما بدينمون با يه نگاه متحجرانه نيگاه مي‌کنيم و مسلمونيم ولي خودمون هم دينمون رو قبول نداريم ما حاضريم به ۲۰ تا ۳۰ تا کلاس زبان ، گيتار ، پيانو ، کامپيوتر ، دانشگاه ، ورزش و ... بريم ولي تا نوبت به قرآن و آموزه‌هاي ديني مي‌رسه وقت نداريم ؟ به راستي چرا ؟چرا فقط اونجايي که منافع ماست ما مسلمونيم تا صحبت ۶ ماه خدمت مي‌شه همه برا ما بسيجي مي‌شن . چرا همه‌ي ماها مقلد خارجيها شديم حاضريم برا يه رمان بي‌سر و تهي که خود نويسندش هم نفهميده چي‌ميگه يه عالمه وقت بزاريم ولي حاضر نيستيم يه صفحه قرآن بخونيم ؟ چرا هرکي که به مکه و کربلا مي‌ره رو سريع مفسد في‌الارض و از کلابرداراي اقتصادي معرفي مي‌کنيم ولي هرکي که به آمريکا و فرنگ مي‌ره يه شخص متمدن و زحمتکش تلقي ميشه ؟

در يک کلام مشکل ما اينه که تو مشکلات مسلمونيم و تو خوشيهامون اسلام نقشي نداره.

اگه ما اسلام رو باور کنيم همه‌ي اين مشکلات حله

منظر قسمت بعد باشيد

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 13:6 توسط |

 اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ

 نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ

الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ (20)

بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است‏، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشك مى‏شود بگونه‏اى كه آن را زردرنگ مى‏بينى‏؛ سپس تبديل به كاه مى‏شود! و در آخرت‏، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى‏؛ و [به هر حال‏] زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست‏! «20»

س .حدید

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:24 توسط یاسر حسین بیک |

بسم الله الرحمن الرحيم

والعصر(1)

ان الانسان لفي خسر(2)

الا الذين آمنوا

وعملوا الصالحات

وتواصوا بالحق

 وتواصوا بالصبر (3)

صدق الله العلي العظيم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:39 توسط یاسر حسین بیک |

سلام به همه رفقا

نمی دونم تازگیها چرا این شکلی شده که ما (منظورم کل مردمه) فقط از بدی های نظام و خوبیهای زمان شاه صحبت می کنیم و هرجا می شینیم همش همین بحثاست. اکثرن هم بدون غرض صحبت می کنیم ولی متوجه نیستیم که ناخود آگاه داریم چه ضربه ای به انقلاب وارد می کنیم  بقیه عرایضم را در ادامه مطلب عرض خواهم کرد

فقط قبل از اینکه بریم سره سراغ مطلب یه تیکه از سخنرانی آقا مجتهدی رو تقدیمتون می کنم که امیدوارم حتما گوش کنید : کوتاهه در حد ۲:۳۰ دقیقه روی آقا مجتهدی کلیک کنید

بقیه در ادامه مطلب . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 23:58 توسط |

بسم الله الرحمن الرحيم

اذا جاء نصر الله والفتح(1)

ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا(2)

فسبح بحمدربك

واستغفره

انه كان توابا(3)

 

صدق الله العلي العظيم
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 14:28 توسط یاسر حسین بیک |

تاریخ حرم بیت‌المقدس

 

 

سه دین آسمانی در این محل تلاقی كرده‌اند و اینجا تبدیل به مكانی شده است كه از قرن‌ها پیش خبرسازترین مناطق دنیاست. «گودوآدوبویون» (1) بعد از تصرف قدس در گزارش خطاب به پاپ* نوشت: «اگر می‌خواهید بدانید با دشمنانی كه در اورشلیم به دست ما افتادند چه معامله‌ای شد همین قدر بدانید كه كسان ما در رواق سلیمان و معبد، در لجه‌ای از خون مسلمانان می‌تاختند و خون تا زانوی مركب‌ها می‌رسید.»(2) زمین سنگی مسجد مانع فرو رفتن خون كشته‌ها می‌شد و فرمانده صلیبی در گزارش خود اغراق نكرده است. احتمالا گردن زدن هفتادهزار نفر از مردم شهر می‌توانسته چنین منظره‌ای را به وجود بیاورد، ضمن اینكه شاهدان دیگری هم عینا ماجرا را همین طور نقل كرده‌اند.
این اشاره‌ای بود به منازعه مسیحیان با مسلمانان در این سرزمین، حالا چندین قرن از آن روزها گذشته و نوبت رسیده است به یهود.
«اسرائیل بدون بیت‌المقدس و بیت‌المقدس بدون تجدید ساختمان (3) معنایی ندارد» این را بن‌گوریون، اولین نخست‌وزیر اسراییل، گفته است و اگر تا امروز یهودی‌ها بر سر این حرف خود مانده باشند ـ یا بخواهند بمانند ـ ظاهرا برای این كه تاریخ تكرار نشود این مسلمان‌ها هستند كه باید دور این منطقه را خط بكشند، چیزی كه خود اسراییلی‌ها هم بعید می‌دانند. «اسحق رابین» كشته شد چون از تقسیم بیت المقدس حرف زده بود. باراك شاید به همین علت سقوط كرد و قبل از آن هم عرفات در مقابل پافشاری كلینتون و باراك در كمپ دیوید برای تقسیم حرم شریف جواب می‌داد‌ «مگر می‌خواهید در تشییع جنازه من شركت كنید؟» هیچ كس جرات مصالحه بر سر این قطعه زمین را ندارد. برای یك میلیارد مسلمان اینجا قبله اول و محل اسراء و معراج حضرت رسول (ص) است و برای چند میلیون یهودی قبله و محل معبد سلیمان. چند میلیون و یك میلیارد.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 15:5 توسط |

معجزه های ریاضی و عددی در قرآن

 

مقاله به عنوان معجزه های ریاضی وعددی در قرآن به همت سید محمد رضا بحری نوشته شده


 

خداوند متعال در سوره بقره آیه ی 22 می فرماید : «اگر از آنچه که بر بنده خودمان فرو فرستاده ایم در تعجب و تردید می باشید . پس (حداقل) یک سوره مشابه آن بیاورید و در این کار از هر که خواهید کمک بگیرد . و در آیه بعد از آن می فرماید : «اگر نتوانستید که هرگز هم نخواهید توانست از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است» .

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:33 توسط |

دانلود نوحه عربی فارسی «أنا مظلوم حسین

 

ادامه در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:26 توسط محمد پورچریکی |

khaanbabol@gmail.com

حسين در نگاه غير شيعه

مى‏نويسند زيبايى ، آدرس خانه خدا است و حسين يعنى زيبا كه از حسن و زيبايى صادر مى‏شود . اگر زيبايى با آزادگى ممزوج شود، تنديسى جاودان خواهد ساخت كه نظيرى براى آن نتوان يافت.
در اين گلگشت مى‏خواهم درباره كسى بنويسم كه به قول عقّاد، پيامبرش او را �سرور جوانان بهشتى‏� ناميد؛او را به �پسر من‏� خطاب مى‏كرد و درباره‏اش مى‏فرمود: �آيا نمى‏دانى كه گريه‏اش مرا مى‏آزارد.�
عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش چنان است كه بسيارى از متفكران جهان آن را ستوده، درباره‏اش سخنان نغز گفته‏اند. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:13 توسط |

اس ام اس های ماه محرم


http://aycu15.webshots.com/image/39454/2005608438905090316_rs.jpg

۱.
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

۲.
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...

۳.
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...

۴.
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

۵.
دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

۶.
السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

۷.
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...

۸.
كربلا لبريز عطر ياس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

۹.
ديباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسين
ايام عزا و غصه آغاز شود

۱۰.
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند


۱۱.
دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم
بی عشق حسين اگر بميرم چه كنم
فردا كه كسی را به كسی كاری نيست
دامان حسين اگر نگيرم چه كنم

۱۲.
گويند كه در روز قيامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

۱۳.
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است...

۱۴.
باز محرم رسيد، ماه عزای حسين
سينه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسين
كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه
تا كه بگيرم صفا، من ز صفای حسين

۱۵.
فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

۱۶.
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

۱۷.
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

۱۸.
محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:57 توسط |

مجموعه اي از ۳ تم مخصوص ايام محرم
براي گوشيهاي سوني اريكسون

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:44 توسط |

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 

 

 

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

 

 

 

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

 

 

 

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

 

 

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 

 

 

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

 

 

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!

 

 

 

چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 

 

 

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!

 

 

 

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 

 

 

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

 

 

 

خنده داره. اینطور نیست؟! 

 

دارید می خندید؟ 

 

دارید فکر می کنید؟

 

 

 

این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.

 

 

 

پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!

 

 

 

آيا خنده داره.....,

 

يا گريه داره.....؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:43 توسط |

مرور سلمان (ره ) به كربلا

روايت شده است ، وقتى كه جناب سلمان (ره ) از جانب اميرالمؤمنين عليه السلام به حكومت مداين مأ مور گرديد، و عازم مدائن شد، آن عالى مقام با كاروانى همراه شد، و به درازگوشى سوار شده بود به منزل مى رفتند.
و قانون آن جناب بود كه يك فرسخ راه را سوار الاغ ميشد، و يك فرسخ راه را پياده مى رفت تا آن حيوان هم ناراحت نشود، و در ميان اهل قافله قانونِ مراعات احوال حيوانِ مركوب آن جناب معروف و معلوم شده بود.
در منزلى از منازل كه نوبت سوارى الاغ بود، آنجناب سوار شده و به قدر نيم فرسخ سوار بود، كه ناگاه اهل قافله ديدند، آن جناب بى اختيار از الاغ مركوب خود پياده شد، و بى اختيار خود را به زمين انداخت و زمين را به آغوش كشيد، و مانند ابر بهارى زار زار ميگريست ، اهل قافله متعجب شدند وبه سوى ايشان متو جّه شدند.
ناگاه ديدند بعد از زمانى از آن زمين گريان و نالان برخاست وچند قدم راه رفت ، باز خود را به زمين افكند، صداى گريه و ناله بلند كرد، زمانى با شدّت گريست ، بعد از آن قدرى رفته باز خود را به زمين افكند، با شدّت تمام صيحه و ضجّه زده ، مانند زن ثلكى مى گريست و مى ناليد تا اين كه براى اهل قافله معلوم شد كه آن زمين ،زمين كربلا است .

كشكول النور: ج 1 ص 282.
داستانهايى از زمين كربلا

كشتى نوح در كربلا

در طوفان جهانى حضرت نوح عليه السلام ، كشتى نوح در همه زمين ( كه بصورت دريا درآمده بود) گشت تا رسيد به سرزمين كربلا، حضرت نوح احساس كرد، كشتى درمانده و زمين آن را مى كشد، حضرت نوح به گمان غرق كشتى ترسيد، و جريان را به خدا عرضه داشت ، جبرئيل بر او نازل شد و گفت : در اين سرزمين حضرت امام حسين عليه السلام سبط حضرت محمّد خاتم پيامبران (ص ) و فرزند حضرت على خاتم اوصياء عليه السلام را مى كشند.
حضرت نوح عرض كرد، قاتل او كيست ؟ جبرئيل گفت : قاتل او كسى است كه اهل هفت آسمان و زمين او را لعنت مى كنند، حضرت نوح عليه السلام چهار بار بر قاتل امام حسين عليه السلام لعنت گفت ، آنگاه كشتى به حركت در آمد، و سرانجام در كوه جودى (در ناحيه شام ) مستقر شد.

بحار الانوار ج 4 ص 243.
داستانهايى از زمين كربلا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:18 توسط |

وجه تسميه كربلا

  بعضى گفته اند: كربلا مشتق از كَربَله ، بفتح كاف و باء موحده بر وزن عنفله ،بمعنى رخوت و نرمى است ، يقال به كربله (اى رخوة فى قدميه ) بخاطر آنكه خاك كربلا نرم بود0 و يا از كربلا است بمعنى ((الخالص الزّكى يقال كَربَل الحِنطَة اِذا انفّاها فسميت بذلك لان ارضها خالصة طيَّبة )) و يا از كربل بر وزن جعفر است . و كربل نام علفى است كه بسيار سرخ و برّاق مى باشد زيرا كه از آن علف در آن سرزمين بسيار بود.
البته كربلا مركب است از دو كلمه كرب و بلا و بخاطر كثرت استعمال كربلا شده است . زيرا كه روايت مى باشد كه بهترين اولاد پيغمبران در آنجا به شهادت ميرسند و سر انور اكثر ايشان را در آن زمين با لب تشنه بريدند و ملائكه ها هزار سال قبل از شهادت سيّدالشهداء - عليه آلاف التحيّة و الثناء - آن مكان شريف را زيارت ميكردند.
و قد قتل فيها قبل الحسين عليه السلام ماءئة نبىّ و ماءئة سبط و انّها تزفّ الى الجنة بطينها و شجرها و جميع ما فيها كما تزفّ العروس ‍ الى ازواجها
ترجمه : و قبل از امام حسين عليه السلام صد پيغمبر و صد نفر فرزند پيغمبر كشته شدند، در آنجا و آنها ميروند بسوى بهشت و آنچه در بهشت است مانند آنكه عروس بسوى زوجش ميرود و جمعى از پيامبران به آنمكان عبور نمودند و متذكّر مصيبت فرزند پيامبر آخرالزمان شده و بر هر يكى از آنها در قسمتى كرب وبلا وارد شده است .

بحرالمصائب ص 351.
داستانهايى از زمين كربلا

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:16 توسط |


+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 18:4 توسط |


 

  به روايت لهوف
   
  ورود حضرت امام حسين (عليه السلام) به كربلا

گوش دل باز كن كه جان بینی
آن چه نادیدنی ست آن بینی

نوای كاروان در فضا طنین انداز ست و اطفال و زنان حرم چه با شكوه و عظمت حسین (علیه السلام) را همراهی می كنند. غم بر دل سایه افكنده و نفسها به شماره اند چرا كه امام دستور توقف داده اند.
"حضرت فرمود: انزلوا، هاهنا والله محطّ رکابنا و سفک دمائنا، هاهنا وَاللهِ مخطّ قبورنا، وهاهنا والله سبی حریمنا، بهذا حدّثنی جدّی؛ �فرود آیید، به خدا که این جا جای فرود آمدن و ریختن خونهای ماست، و اینجا جایگاه قبور ماست، به خدا که این جا جای به اسارت رفتن حَرَم ماست و این خبر را جدّم به من داده است�.
همگان فرود آمدند، و حرّ با لشکرش نیز در کناری فرود آمدند، و حسین علیه‌السّلام نشست و شمشیرش اصلاح می‌کرد و می‌فرمود:

یا دَهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیل
کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ اللأصیلِ

تفو بر تو ای روزگار که چه بد دوستی هستی و چقدر در هر شبانگاه و بامداد برای تو بود..."
خدایا مباد كه این سخنان به گوش خواهر برسد و زینبی (سلام الله علیها) كه تا كنون جدایی برادر را تصور نكرده
این جملات را چگونه در دل هضم كند و تنها اشك است و اشك كه دل برادر را می لرزاند...
"راوی می‌گوید: زینب دختِ فاطمه علیها‌السلام این سخنان را بشنید و گفت: برادرم این سخن تو سخن کسی است که
به مرگ خود یقین دارد.
فرمود: آری خواهرم.
زینب: وای بر من، حسین مرا خبر از مرگ خود می‌دهد.
گوید: زنان گریستند و لطمه بر چهره‌ها زده گریبان چاک زدند.
ام‌کلثوم ندا برداشت: وامحمّداه واعلیاه وا امّاه وافاطمتا وا اخاه واحسنا و احسینا....
حسین علیه‌السلام خواهر را تسلّی داد و فرمود: (یا اختاه تعزَّی بعزاء الله، فانّ سکّان السَّموات یفنون و اهل الارض کلهم یموتون و جمیع البریه یهلکون، یا اختاه یا امّ‌الکلثوم! و انتِ یا زینب و انتِ یا رقیه و أنتِ یا فاطمه و أنتِ یا رباب! انظرنَ اِذا أنا قُتِلتُ فلاتشققن علیّ جیباً و لاتخمشن علیّ و جهاً و لاتقلن علیّ هجراً). �خواهرم! خود را به آرامش خدا تسلّی ده، چه ساکنان آسمانها می‌میرند و زمینیان به جای نمانند، و ما سوی اللّه به مرگ گرفتار آیند."

 

 

  افق هاي تعزيت
   
  چگونگی آهنگ مداحی

در آهنگ‏هایى كه اسمش را آهنگ پاپ مى‏گذارند، من مخالفتى با لهجه‏هاى خودمانى ندارم؛ اما چرا انسان تقلید كند؟ این همه مایه‏ى ابتكار در درون انسان وجود دارد؛ برود از فلان گوینده‏ى بى‏سروپاى مثلاً اسپانیایى یا آرژانتینى تقلید كند كه مثلاً چه بشود؟! آن هم در مفاهیمِ به این مهمى. آدم با یك چیز مهمل، مستمع را معطل كند؛ جوان را بیخود معطل و سرگرم كند؛ اینها درست نیست. مضامین باید همراه با فكر، همراه با عمق، همراه با معرفت و همراه با عاطفه باشد؛ یعنى صیقل و لعاب عاطفه حتماً در آن وجود داشته باشد تا شیرین شود.

 

 

  اهداف قيام حسيني
   
  چرا حسین(ع)
چرا امام حسين، اين كار را بكند؟ چون زمينه‏ى انجام اين واجب، در زمان امام حسين پيش آمد. اگر اين زمينه در زمان امام حسين پيش نمى‏آمد، مثلاً در زمان امام على‏النقى (عليه‏السّلام) پيش مى‏آمد، همين كار را امام على‏النقى (عليه‏السّلام) مى‏كرد؛ حادثه‏ى عظيم و ذبح عظيم تاريخ اسلام، امام على النقى (عليه‏الصّلاةوالسّلام) مى‏شد. اگر در زمان امام حسن مجتبى يا در زمان امام صادق (عليهما السلام) هم پيش مى‏آمد، آن بزرگواران عمل مى‏كردند. در زمان قبل از امام حسين، پيش نيامد؛ بعد از امام حسين هم در تمام طول حضور ائمه تا دوران غيبت، پيش نيامد!

تکلیف حسین(ع) چه بود؟
... به‏طور طبيعى انجام اين واجب، به يكى از دو نتيجه مى‏رسد: يا نتيجه‏اش اين است كه به قدرت و حكومت مى‏رسد؛ اهلاً و سهلاً، امام حسين حاضر بود. اگر حضرت به قدرت هم مى‏رسيد، قدرت را محكم مى‏گرفت و جامعه را مثل زمان پيغمبر و اميرالمؤمنين اداره مى‏كرد. يك وقت هم انجام اين واجب، به حكومت نمى‏رسد، به شهادت مى‏رسد. براى آن هم امام حسين حاضر بود.
اسلام بر قلب مقدس پيغمبر اكرم نازل شد؛ نماز را آورد، روزه، زكات، انفاقات، حج، احكام خانواده، ارتباطات شخصى، جهاد فى‏سبيل‏اللَّه، تشكيل حكومت، اقتصاد اسلامى، روابط حاكم و مردم، و وظايف مردم در مقابل حكومت را آورد. اسلام، همه‏ى اين مجموعه را بر بشريت عرضه كرد؛ همه را هم پيغمبر اكرم بيان كرد.
�ما من شى‏ء يقربكم من الجنة و يباعدكم من النّار الّا و قد نهيتكم عند و امرتكم به�؛ پيغمبر اكرم (صلى‏اللَّه عليه و آله)، همه‏ى آن چيزهايى را كه مى‏تواند انسان و يك جامعه‏ى انسانى را به سعادت برساند، بيان كرد؛ نه فقط بيان، بلكه آنها را عمل و پياده كرد. خوب، در زمان پيغمبر، حكومت اسلامى و جامعه‏ى اسلامى تشكيل شد، اقتصاد اسلامى، پياده شد، جهاد اسلامى برپا و زكات اسلامى گرفته شد؛ يك كشور و يك نظام اسلامى شد. مهندس اين نظام و راهبر اين قطار در اين خط، نبى‏اكرم و آن كسى است كه به جاى او مى‏نشيند.
خط هم روشن و مشخص است. بايد جامعه‏ى اسلامى و فرد اسلامى از اين خط، بر روى اين خط و در اين جهت و از اين راه حركت كند؛ كه اگر چنين حركتى هم انجام بگيرد، آن وقت انسانها به كمال مى‏رسند، انسانها صالح و فرشته‏گون مى‏شوند، ظلم در ميان مردم از بين مى‏رود، بدى فساد، اختلاف، فقر و جهل از بين مى‏روند، بشر به خوشبختى كامل مى‏رسد و بنده‏ى كامل خدا مى‏شود.
اسلام اين نظام را به وسيله‏ى نبى‏اكرم آورد و در جامعه‏ى آن روز بشر پياده كرد. در كجا؟ در گوشه‏يى كه اسمش مدينه بود و بعد هم به مكه و چند شهر ديگر توسعه داد.
سؤالى در اين‏جا باقى مى‏ماند و آن اين‏كه اگر اين قطارى را كه پيغمبر اكرم برروى اين خط، به راه انداخته است، دستى، يا حادثه‏يى آمد و اين قطار را از خط خارج كرد، تكليف چيست؟ اگر جامعه‏ى اسلامى منحرف شد، اگر اين انحراف به جايى رسيد كه خوف انحراف كل اسلام و معارف اسلام بود، تكليف چيست؟
دو جور انحراف داريم؛ يك وقت مردم فاسد مى‏شوند - خيلى وقتها چنين چيزى پيش مى‏آيد - اما احكام اسلامى از بين نمى‏رود؛ ليكن يك وقت مردم كه فاسد مى‏شوند، حكومتها هم فاسد مى‏شوند، علما و گويندگان دين هم فاسد مى‏شوند! از آدمهاى فاسد، اصلاً دين صحيح صادر نمى‏شود؛ قرآن و حقايق را تحريف مى‏كنند، خوبها را بد، بدها را خوب، منكر را معروف و معروف را منكر مى‏كنند! خطى را كه اسلام - مثلاً - به اين سمت كشيده است، صدوهشتاد درجه به سمت ديگر عوض مى‏كنند! اگر جامعه و نظام اسلامى به چنين چيزى دچار شد، تكليف چيست؟
اگر جامعه، منحرف شد، بايد كارى كرد؛ خدا حكمى در اين‏جا دارد. در جوامعى كه انحراف به حدّى پيش مى‏آيد كه خطر انحراف اصل اسلام است، خدا تكليفى دارد؛ خدا انسان را در هيچ قضيه‏يى بى‏تكليف نمى‏گذارد.
پيغمبر، اين تكليف را فرموده است - قرآن و حديث گفته‏اند - اما پيغمبر كه نمى‏تواند به اين تكليف عمل كند.
چرا نمى‏تواند؟ چون اين تكليف را آن وقتى مى‏شود عمل كرد كه جامعه، منحرف شده باشد. جامعه در زمان پيغمبر و زمان اميرالمؤمنين كه جامعه، به آن شكل منحرف نشده است؛ در زمان امام حسن كه معاويه در رأس حكومت است، اگرچه خيلى از نشانه‏هاى آن انحراف، پديد آمده است، اما هنوز به آن حدى نرسيده است كه خوف تبديل كلى اسلام وجود داشته باشد.
شايد بشود گفت در برهه‏يى از زمان، چنين وضعيتى هم پيش آمد؛ اما در آن وقت، فرصتى نبود كه اين كار انجام بگيرد - موقعيت مناسبى نبود - اين حكمى را كه جزو مجموعه‏ى احكام اسلامى است، اهميتش از خود حكومت، كمتر نيست؛ چون حكومت، يعنى اداره‏ى جامعه. اگر جامعه به تدريج از خط، خارج و خراب و فاسد شد و حكم خدا تبديل شد، اگر ما آن حكم تغيير وضع و تجديد حيات - يا به تعبير امروزِ انقلاب، اگر آن حكم انقلاب - را نداشته باشيم، اين حكومت به چه دردى مى‏خورد؟
پس اهميت آن حكمى كه مربوط به برگرداندن جامعه‏ى منحرف به خط اصلى است، از اهميت خود حكم حكومت، كمتر نيست. شايد بشود گفت كه اهميتش از جهاد با كفار، بيشتر است. شايد بشود گفت اهميتش از امر به معروف و نهى از منكر معمولى در يك جامعه‏ى اسلامى، بيشتر است. حتّى شايد بشود گفت اهميت اين حكم، از عبادات بزرگ الهى و از حج، بيشتر است.
چرا؟ براى خاطر اين‏كه در حقيقت اين حكم، تضمين كننده‏ى زنده شدن اسلام است؛ بعد از آن كه مشرف به مردن است، يا مرده و از بين رفته است.
خوب، چه‏كسى بايد اين حكم را انجام بدهد؟ چه كسى بايد اين تكليف را به جا بياورد؟
يكى از جانشينان پيغمبر، وقتى در زمانى واقع بشود كه آن انحراف، به وجود آمده است؛ البته به شرط اين‏كه موقعيت مناسب باشد. چون خداى متعال، به چيزى كه فايده ندارد، تكليف نكرده است. اگر موقعيت مناسب نباشد، هركارى بكنند، فايده‏يى ندارد؛ اثر نمى‏بخشد. بايد موقعيت مناسب باشد.
البته موقعيت مناسب بودن هم معناى ديگرى دارد؛ نه اين‏كه بگوييم چون خطر دارد، پس موقعيت مناسب نيست؛ مراد اين نيست. بايد موقعيت مناسب باشد؛ يعنى انسان بداند اين كار را كه كرد، نتيجه‏يى بر آن مترتب مى‏شود؛ يعنى ابلاغ پيام به مردم خواهد شد، مردم خواهند فهميد و در اشتباه نخواهند ماند. اين، آن تكليفى است كه بايد يك نفر انجام مى‏داد.
حالا در زمان امام حسين (عليه‏السّلام)، هم آن انحراف به وجود آمده، هم آن فرصت پيدا شده است. پس امام حسين بايد قيام كند؛ انحراف پيدا شده است.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:6 توسط |

آداب عزاداری

 1- سیاهپوشی :
 از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) وائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .
 
2- تسلیت گویی :
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد.
                (سفینةالبحار، ج2، ص188 )
* این سنت در بین شیعیان رایج است و  با  جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همدیگر را تسلیت می دهند.
* امام باقر (علیه السلام ) : وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد .
                         (مستدرک الوسایل،ج2،ص216)
3- تعطیلی کار در روز عاشورا :
امام صادق (علیه السلام ) : کسی که روز عاشورا را تعطیل کند ، یعنی عقب کسب و کارش نرود و به کوری چشم بنی امیه که روز عاشورا را متبرک می دانستند، اگر کسی برای معیشت روزانه اش هم فعالیتی نکند، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد و کسی که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فردای قیامت که برای همه روز هول و ترس است برای او روز شادی خواهد بود.
(امالی شیخ صدوق ، ص129)
4- زیارت و زیارت خوانی : 
علقمة بن حضرمی از امام باقر (علیه السلام ) در خواست نمود که مرا دعایی تعلیم بفرما که از راه نزدیک یا دور و از خانه ام در این روز (روز عاشورا ) بخوانم .
امام فرمودند : ای علقمه ! هرگاه خواستی (دعا بخوانی ) دو رکعت نماز بخوان بعد از آن این زیارت (عاشورا ) را بخوان .
پس اگر تو این زیارت را بخوانی ، دعا کرده ای به آنچه که ، ملائکه برای زائر حسین (علیه السلام ) دعا می کنند و خداوند صد هزار هزار درجه برای تو بنویسد و مثل کسی هستی که با حسین (علیه السلام ) شهید شده باشد تا مشارکت کنی ایشان را در درجات ایشان و شناخته نشوی مگر در جمله شهیدانی که شهید شده اند با آن حضرت و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین (علیه السلام ) را از روزی که شهید شده است .
                                                                                                             (مصباح المتهجد ، ص714)
[اگر می توانید زیارت عاشورای معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانید و اگر وقت ندارید برای صد لعن  و  صد سلام ،  زیارت عاشورای غیر معروفه را که در اجر و ثواب با زیارت معروفه یکسان است ، هر روز بخوانید. (هر دو زیارت در مفاتیح الجنان هست.)]
 
5 - تباکی و گریستن :
در حدیث قدسی آمده که خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) فرموند : ای موسی ! هر یک از بندگانم در زمان شهادت فرزند مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) (روز عاشورا) گریه کند یا حالت گریه به خود بگیرد و بر مصیبت سبط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تعزیت گوید همواره در بهشت خواهد بود.                                                  (مستدرک سفینه البحار، ج7، ص235)
 
6- برگزاری مجالس عزاداری :
امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مجلس گرفتن شما را من دوست می دارم . در مجالس خود « امر ما را » زنده بدارید . خداوند رحمت کند کسی که امر ما را زنده بدارد.                                                                            (وسایل الشیعه، ج10، ص235)
 
7 – نماز جماعت ظهر عاشورا :
سید الشهداء و یاران با وفای او همه کشته راه نماز شدند.از این رو در زیار ت مطلقه امام حسین خطاب به امام
می گوییم : اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر . 
   1 تا 7 – سوگنامه عاشورا ، ص 80- 67
 
8 - بايد مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتّى خوابيدن و گفتن بدست مى‏آيد ترك نموده ( مگر آن كه لازم باشد ) و ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهد.و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است‏ .
* امام صادق (علیه السلام)  : در روز (عاشورا) از کارهای لذتبخش دوری شود و آداب و سنن سوگواری بر پا گردد و تا زوال خورشید از خوردن و آشامیدن خودداری شود و بعد از آن همان غذایی خورده شود که سوگوارن می خورند.
    (میزان الحکمه ، ج8 ، ص3783)
[ یکی از علما می فرمودند : از روز 7 محرم که آب را بر امام حسین (علیه السلام) بستند تا روز عاشورا سعی کنید آب نیاشامید، نوشیدنی های دیگر بیاشامید ولی به احترام آقا و اهل بیتش آب نیاشامید. ]
 
9- رعايت اخلاص:
عزاداری را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعى كنيم اين كارها را با نيتى خالص و براى رضاى خدا انجام داده و در خلوص خود نيز صادق باشيم. زيرا كار كوچكى كه با نيت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از كارهاى زيادى است كه خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتى اگر چندين هزار برابر باشد. و اين مطلب بخوبى از عبادتهاى حضرت آدم عليه السّلام و شيطان فهميده مى‏شود ، زيرا عبادتهاى چندين هزار ساله شيطان او را از جاودانگى در آتش نجات نداد ولى يك توبه حضرت آدم عليه السّلام باعث بخشش خطا و برگزيدن او شد.
 
در هنگام انجام اعمال نيز بايد مواظب باشد كه رياء و دوستىِ ستايش مردم در نيت او وارد نشود.
 
 10- در آخر روز عاشورا زيارت تسليت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلى ...اصلاح حال و پذيرش عزادارى را [ از خداوند] خواسته و از كوتاهى خود معذرت بخواهد. 
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:16 توسط |

مطالب قدیمی‌تر