بدون شرح.... !

دوباره شنبه شد، شروع هفت روز ترس و دلهره، شروع هفت روز اضطراب
شروع درس های منجمد که "v" نماد سرعت است و"a" نمادی است از شتاب

. اگر اين كاري كه انجام مي دهيد براي خدا خالص بشود جهاد نفس هم تحقق پيدا كرده است
و همانگونه كه بارها ياد آوري كرده ام سازندگي روح را بر سازندگي جسم مقدم داريد تا به خواست خداي تعالي با نيروي ايمان ، كارها به بهترين و سريعترين وجه پيش رود

همزمان با جشن 300 سالگي دانشگاه اصفهان، مدرك دكتراي افتخاري علوم سياسي به سيدحسن نصرالله، رهبر گروه مقاومت حزبالله لبنان اعطا شد.
دیروز به مناسبت سيصدامين سالگرد تاسيس دانشگاه اصفهان، مدرك دكتراي افتخاري علوم سياسي به سيدحسن نصرالله، رهبر گروه مقاومت حزبالله اعطا شد.
شيخ حسن عماده نماينده حزبالله لبنان در آيين افتتاحيه اين مراسم به نمايندگي از سيد حسن نصرالله حضور داشت.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، غلامعلي حداد عادل، رئيس دانشگاه كراچي و هيئت همراه، علماي حوزههاي علميه، طلاب و دانشجويان دانشگاه اصفهان حضور داشتند.
ماراتن دو ساله انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده با پیروزی باراک اوباما به پایان رسید.
به گزارش "الف" از خبرگزاريها، باراک اوباما با بدست آوردن 349 الکتروال در مقابل 160 رای الکتروال، رییسجمهور ایالات متحده شد.
بنابراین گزارش، اوباما نزدیک به 52 درصد آرای امریکاییها را کسب کرد و به عنوان اولین رییسجمهور افریقایی - آمریکایی راهی کاخ سفید شد.
اوباما در سخنرانی پیروزی خود که در حضور هزاران هوادار خود در شیکاگو انجام شد گفت که این پیروزی نشاندهنده این نکته است که آمریکا پذیرای تغییر است.
انتخابات دیروز امریکا همچنین با دوشکست دیگر برای جمهوریخواهان همراه بود و دموکراتها هم در سنا و هم در کنگره به پیروزی رسیدند. بنا به گزارش سی.ان.ان از شمارش آرای انتخاباتی، نسبت نامزدهای دموکرات به جمهوریخواه در سنا 56 به 40 و در کنگره 225 به 140 است.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با اکثریت قاطع آرای خود، به وی برای ادامه فعالیت در وزارت کشور رای اعتماد ندادند.
به گزارش الف در جلسه امروز مجلس شورای اسلامی در پی اظهارات موافقان استیضاح کردان و دفاع وزیر کشور از خود، رایگیری با ورقه به عمل آمد که بر اساس آن از مجموع 247 رای نمایندگان 188 نماینده به استیضاح کردان رای موافق، 45 نماینده مخالف و 14 نفر نیز رای ممتنع به گلدانهای رایگیری ریختند.
راهنمای بازی :
برای موفقیت در این بازی کافیست بر مباحث استاتیک و بویژه خرپا آشنایی و تسلط داشته باشید.
از کلیلک چپ برای انتخاب گروه و متصل کردن اعضای خرپا به یکدیگر و از کلیک سمت راست برای حذف یک عضو یا گره می توانید استفاده کنید.
پس از اجرای Run Train اگر قطار از روی پل ساخته شده توسط شما عبور کرد ، شما برنده اید و در غیر این صورت با زدن دکمه Edit دوباره پل را باید تعمیر کنید.
این نسخه از این بازی دارای 15 مرحله می باشد که مراحل 13 و 15 آن مشکل ترین مراحل به نظر می رسند.
همچنین قیمت تمام شده برای هر پل مشخص است و از حد معینی نمی توانید قیمت طراحی و ساخت پل را بالاتر ببرید .
سلام
چه خبر از روز قدس
تهران چه جور بود
اصفهان که کلی کیف داد همه اومده بودن از این آقا کوچولو بگیر تا پیرمرد
به نظرم یکم پر محتواتر شده این راه پیمایی ها
مثلا اینجا اونی که شعار می داد هر از چند گاهی هم چندا سخن از بزرگان یا اشارات قرآن و حدیثم لای شعار ها می گفت یا برگه هایی که می دادن یا .....
مردم بدانید راهی را که در آن گام نهاده ایم که همانا راه حسین (ع) است به اختیار انتخاب کرده و تا آخرین نفس و آخرین رمقی که به تن داریم در سنگر رضای خدا خواهیم ماند و به دشمن زبون کافر خواهیم فهماند که ملتی که پشتیبانش خداست و پیشاپیش امام زمان در مقابل تمامی کفر خواهد ایستاد و انشا الله پیروز خواهد شد. ....
اکنون به شما توصیه می کنم که برادران عزیزم نکند در رختخواب ذلت بمیرید، که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. مبادا در غفلت بمیرید، که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد......
خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی. ای وای كه سیه روز خواهم بود....
ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نمائیم تا بلكه قدری از تكلیف خود را در شكر گزاری بجا آورده باشیم....
وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست دارم. به معشوقم، به امام موسی صدر، کسی که او را مظهر علی می دانم، او را وارث حسین می خوانم...
برای مرگ آماده شده ام و این امری طبیعی است و مدتهاست که با آن آشنا شده ام، ولی برای اولین بار وصیت می کنم... خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و مافیها بریده ام. همه چیز را ترک کرده ام و علایق را زیرپا گذاشته ام
به تو تهمت های دروغ میزنند و مردم جاهل را بر تو میشورانند و تو ای امام، لحظه ای از حق منحرف نمیشوی و عمل به مثل انجام نمیدهی و همچون کوه در مقابل طوفان حوادث، آرام و مطمئن به سوی حقیقت و کمال قدم بر میداری. از این نظر تو نماینده علی و وارث حسینی ... و من افتخار میکنم که در رکابت مبارزه میکنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم..
عشق هدف حیات و محرک زندگی من است و زیباتر از عشق چیزی ندیدهام و بالاتر از عشق چیزی نخواستم. عشق است که روح مرا به تموج وا میدارد و قلب مرا به جوش در میآورد. استعدادهای نهفته مرا ظاهر میکند و مرا از خودخواهی و خودبینی میراند
هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت....
مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد...
پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاریترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد میزند و خواهد زد..
خداوندا فقط ميخواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت ميخواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، .....
راستي چه بگويم، سينهام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود ميدانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب ماندهام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم
از چلو کبابی که بیرون آمدیم اذان گفته بودند. ایوب از این و آن سراغ نزدیک ترین مسجد را می گرفت. گفت " اگر مسجد پیدا نکنم همین جا می ایستم به نماز " اطراف را نگاه کردم " اینجا؟وسط پیاده رو؟" سرش راتکان داد.گفتم "زشت است. مردم تماشایمان می کنند"
نگاهم کرد" این خانم ها بدون اینکه خجالت بکشند بااین سرووضع می آیند بیرون آنوقت تو از این که دستور خدارا انجام بدهی خجالت می کشی؟"
شهید ایوب بلندی
به روایت همسر شهید
شهادت 4مهر 1380

از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره)

چند سایت اجنبی !
درباره عمران
به نظر سایتا خوبی میان
اگر مطالب ابتدایی و کلی درباره رشته عمران می خواین به متن زیر مراجعه کنین
هفته ی خوابگاه ها مبارررررررررررررک
سلام
آقا چه قدر درباره اماکن متبرکه تهران آشناییت دارین ؟
با این لینک می توانین بیشتر با این اماکن آشنا شین

«من ممكن است نتوانم اين تاريكي را از بين ببرم، ولي با همين روشنايي كوچك فرق ظلمت و نور وحق و باطل را نشان مي دهم و كسي كه به دنبال نور است اين نور هرچه قدر كوچك باشد در قلب او بزرگ خواهد بود.»

هههههه ![]()
ياد همه استادا به خير ![]()
پايت را كه از زمين برگيري ، آسمان راه هاي بي كرانش را نشانت خواهد داد. تو را در بر خواهد گرفت و چونان امانتي لطيف بالا خواهد برد. آن وحشت گنگ و بدوي از ارتفاع ، صفير گلوله هايي كه با خود طنين مرگ دارند ديگر نخواهدت ترساند. در نگاهت آسمان و زمين به هم مي پيوندند تا افق شوند ؛ جاييي براي در آمدن و لاجرم غروب كردن و اگر غروب اين گونه خونين نباشد ، چه گونه آفتابِ هر صبح طلوعي تازه خواهد داشت؟
عباس بابايي
تولد: 14 آذر 1329
اعزام به آمريكا جهت تكميل دوره ي خلباني: 1348
بازگشت به ايران: 1351
شهادت: 15 مرداد 1366
ما با تو كه روبرو شديم آقا جان!
پيش تو بي آبرو شديم اقا جان!
خوانديم تو را و خودمان خوابيديم
چوپان دروغگو شديم آقا جان!
نه شرم و حيا، نه عار داريم از تو
اما گله بي شمار داريم از تو
ما منتظر تو نيستيم آقاجان
تنها همه «انتظار» داريم از تو ....
هر روز به دنبال جوابي ديگر
هر روز كشيده ام عذابي ديگر
هر شب به هواي ديدنت از خوابي
آسيمه دويده ام به خوابي ديگر
پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مىدهند، سپس زود توبه مىكنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مىپذيرد; و خدا دانا و حكيم است. (17)براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مىدهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مىرسد مىگويد: «الان توبه كردم!» توبه نيست; و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مىروند; اينهاكسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كردهايم. (18)
س . نساء
سید حسن نصر الله در مراسم تدفین عماد مغنیه:
جهانیان به مسئولیت من بدانند که ما برای مرحله سقوط کیانی به نام اسراییل آماده میشویم. اگر خون شیخ راغب حرب آنها را از سرزمینهای لبنان خارج ساخت و اگر خون سید عباس موسوی آنها را از مرز خارج ساخت، ولی خون عماد مغنیه آنها از عرصه وجود انشاءالله پاک خواهد کرد…….
نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ
الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ (20)
بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش كشاورزان را در شگفتى فرو مىبرد، سپس خشك مىشود بگونهاى كه آن را زردرنگ مىبينى؛ سپس تبديل به كاه مىشود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى؛ و [به هر حال] زندگى دنيا چيزى جز متاع فريب نيست! «20»
س .حدید
و چنین با تقدیس ....
و چنین با اجبار .....
جسم او در خودمان دفن کنیم!
یادمان باشد سیب با هزاران امید
به امید لب و دندان کسی می آید که به ایمان و یقین سیب را میفهمد سیب را می نوشد و به حرف نیوتن میخندد!
با خودش می گوید
آسمان جاذبه دارد نه زمین!
( اگر با آمدن " آفتاب " از "خواب" بیدار شویم
نمازمان قضاست! )
بسم الله الرحمن الرحيم
والعصر(1)
ان الانسان لفي خسر(2)
الا الذين آمنوا
وعملوا الصالحات
وتواصوا بالحق
وتواصوا بالصبر (3)
صدق الله العلي العظيم
بسم الله الرحمن الرحيم
اذا جاء نصر الله والفتح(1)
ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا(2)
فسبح بحمدربك
واستغفره
انه كان توابا(3)
وقتی طلوع کردی من آن بالا بودم . پشت شیشه . مهو تو . آخ که گاهی پایین چقدر از بهتر از بالاست !
تو نمی دانستی من چه بازی غریبی را شروع کرده ام .
از من مي پرسيد كه چگونه ديوانه شدم
چنين روي داد : يك روز .بسيار پيش از آن كه خدايان بسيار به دانيا بياييند . از خواب عميقي بيدار شدم و ديدم كه همه ي نقاب ها يم را دزديده اند – همان هفت نقابي كه خود ساخته بودم و در هفت زندگيم بر چهره مي گذاشتم .
پس بي نقاب در كوچه هاي پر از مردم دويدم وفرياد زدم " دزد . دزد . دزدان نابكار " مردان و زنان بر من خنديدن و پاره اي از آن ها از ترس من به خانه هايشان پناه بردند
هنگامي كه به بازار رسيدم . جواني كه بر سر بامي ايستاده بود فرياد برآورد " اين مرد ديوانه است " من سر برداشتم كه او را ببينم خورشيد نخستين بار چهره ي برهنه ام را بوسيد . نخستين بار خورشيد چهره ي برهنه مرا بوسيد و من از عشق خورشيد مشتعل شدم . وديگر به نقاب هايم نيازي نداشتم . وگويي در حال خلسه فرياد زدم " رحمت . رحمت بر دزداني كه نقاب هاي مرا بردند"
چنين بود كه من ديوانه شدم
واز بركت ديوانه گي هم به آزادي و هم به امنيت رسيده ام . آزادي تنهايي و امنيت از فهميده شدن
زيرا كساني كه ما را مي فهمند چيزي را در وجود ما به اسارت مي گيرند
ولي مبادا از اين امنيت . زياد غره شوم . حتي يك دزد هم در زندان از دزد ديگر در امان است
جبران خلیل جبران (کتاب دیوانه)