تبليغاتX
دوره 12
سلام به برو بچ دوره وزین 12 !


به حضور انور دوستان عرض کنم که اگر دوستان استقبال کنند میتونیم سری جدید ماراتن مشاعره رو استارت بزنیم .

یادمه دفعه ی قبل خیلی خفن گرفت .

فقط کافیه یه دیوان حافظ بگذارید بغل کامپیوترتون !


اولین بیت رو هم دوباره با همون بیت معروف شروع میکنیم :

به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

حال یکی چراغ اول رو روشن کنه و نون بده !



+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 22:38 توسط امیر احمد برنایی |

سلام

“شعر من أجل غزة”

در این لینک که مربوط به شبکه ی الجزیره هست اهالی اهل دل شاعری که دلشون برای غزه تپیده شعرهایی رو نوشتند .
اولین شعر رو هم از نزار قبانی گذاشتند(شاعر معروفیه ) .
http://www.aljazeera.net/nr/exeres/۹۷cdfb۸۳-e۲۹۰-۴c۳d-a۸۱۸-۷cbb۲f۵۵۶abc.htm?



 "أطفال الحجارة" لنزار القباني


بهروا الدنيا
وما في يدهم إلا الحجارة
وأضاؤوا كالقناديل
وجاؤوا كالبشارة.
قاوموا
وانفجروا
واستشهدوا
وبقينا دببا قطبية
صفحت أجسادها ضد الحرارة.
قاتلوا عنا
إلى أن قتلوا
وبقينا في مقاهينا
كبصاق المحارة:
واحد
يبحث منا عن تجارة
واحد
يطلب مليارا جديدا
وزواجا رابعا
ونهودا صقلتهن الحضارة
واحد
يبحث في لندن عن قصر منيف
واحد
يعمل سمسار سلاح
واحد
يطلب في البارات ثاره
واحد
يبحث عن عرش وجيش
وإمارة.
آه يا جيل الخيانات
ويا جيل العمولات
ويا جيل النفايات
ويا جيل الدعارة
سوف يجتاحك -مهما أبطأ- التاريخ.
أطفالَ الحجارة.

***
يا تلاميذ غزة
علّمونا
بعض ما عندكم
فنحن نسينا..
علمونا
بأن نكون رجالا
فلدينا الرجال
صاروا عجينا..
علمونا
كيف الحجارة تغدو
بين أيدي الأطفال
ماسا ثمينا..
كيف تغدو
دراجة الطفل لغما
وشريط الحرير
يغدو كمينا..
كيف مصاصة الحليب
إذا ما اعتقلوها
تحولت سكينا.
يا تلاميذ غزة
لا تبالوا
بإذاعاتنا
ولا تسمعونا..
اضربوا
اضربوا
بكل قواكم
واحزموا أمركم
ولا تسألونا..
نحن أهل الحساب
والجمع
والطرح
فخوضوا حروبكم
واتركونا..
إننا الهاربون
من خدمة الجيش
فهاتوا حبالكم
واشنقونا..
نحن موتى
لا يملكون ضريحا
ويتامى
لا يملكون عيونا..
قد لزمنا جحورنا
وطلبنا منكم
أن تقاتلوا التنينا..
قد صغرنا أمامكم
ألف قرن
وكبرتم
خلال شهر قرونا.
يا تلاميذ غزة
لا تعودوا
لكتاباتنا ولا تقرؤونا..
نحن آباؤكم
فلا تشبهونا..
نحن أصنامكم
فلا تعبدونا..
نتعاطى
القات السياسي
والقمع
ونبني مقابرا
وسجونا.
حررونا
من عقدة الخوف فينا
واطردوا
من رؤوسنا الأفيونا..
علمونا
فن التشبث بالأرض
ولا تتركوا
المسيح حزينا.
يا أحباءنا الصغار
سلاما
جعل الله يومكم
ياسمينا..
من شقوق الأرض الخراب
طلعتم
وزرعتم جراحنا
نسرينا..
هذه ثورة الدفاتر
والحبر
فكونوا على الشفاه
لحونا..
أمطرونا
بطولة وشموخا
واغسلونا من قبحنا
اغسلونا..
لا تخافوا موسى
ولا سحر موسى
واستعدوا
لتقطفوا الزيتونا..
إن هذا العصر اليهودي
وهم
سوف ينهار
لو ملكنا اليقينا.
يا مجانين غزة
ألف أهلا
بالمجانين
إن هم حررونا..
إن عصر العقل السياسي
ولى من زمان
فعلمونا الجنونا.

***
يرمي حجرا
أو حجرين
يقطع أفعى إسرائيل إلى نصفين
يمضغ لحم الدبابات
ويأتينا
من غير يدين..
في لحظات
تظهر أرض فوق الغيم
ويولد وطن في العينين..
في لحظات
تظهر حيفا
تظهر يافا
تأتي غزة في أمواج البحر
تضيء القدس
كمئذنة بين الشفتين..
يرسم فرسا
من ياقوت الفجر
ويدخل
كالإسكندر ذي القرنين..
يخلع أبواب التاريخ
وينهي عصر الحشاشين
ويقفل سوق القوادين
ويقطع أيدي المرتزقين
ويلقي تركة أهل الكهف
عن الكتفين..
في لحظات
تحبل أشجار الزيتون
يدر حليب في الثديين..
يرسم أرضا في طبريا
يزرع فيها سنبلتين..
يرسم بيتا فوق الكرمل
يرسم أما تطحن عند الباب
وفنجانين..
في لحظات تهجم رائحة الليمون
ويولد وطن في العينين..
يرمي قمرا من عينيه السوداوين..
وقد يرمي قمرين..
يرمي قلما
يرمي كتبا
يرمي حبرا
يرمي صمغا
يرمي كراسات الرسم
وفرشاة الألوان..
تصرخ مريم يا ولداه
وتأخذه بين الأحضان..
يسقط ولد
في لحظات
يولد آلاف الصبيان..
يكسف قمر غزاوي
في لحظات
يطلع قمر من بيسان..
يدخل وطن للزنزانة
يولد وطن في العينين..
ينفض عن نعليه الرمل
ويدخل في مملكة الماء..
يفتح أفقا آخر
يبدع زمنا آخر
يكتب نصا آخر
يكسر ذاكرة الصحراء..
يقتل لغة مستهلكة
منذ الهمزة حتى الياء..
يفتح ثقبا في القاموس
ويعلن موت النحو
وموت قصائدنا العصماء..
يرمي حجرا
يبدأ وجه فلسطين
يتشكل مثل قصيدة شعر..
يرمي الحجر الثاني
تطفو عكا فوق الماء قصيدة شعر..
يرمي الحجر الثالث
تطلع رام الله بنفسجة من ليل القهر..
يرمي الحجر العاشر
حتى يظهر وجه الله
ويظهر نور الفجر..
يرمي حجر الثورة
حتى يسقط آخر فاشستي
من فاشست العصر..
يرمي
يرمي
يرمي
حتى يقلع نجمة داوود
بيديه
ويرميها في البحر..
تسأل عن الصحف الكبرى
أي نبي هذا القادم من كنعان؟
أي صبي
هذا الخارج من رحم الأحزان؟
أي نبات أسطوري
هذا الطالع من بين الجدران؟
أي نهور من ياقوت
فاضت من ورق القرآن؟
يسأل عنه العرافون
ويسأل عنه الصوفيون
ويسأل عنه البوذيون
ويسأل عنه ملوك الجان:
من هو الولد الطالع
مثل الخوخ الأحمر..
من شجر النسيان؟
من هو هذا الولد الطافش
من صور الأجداد
ومن كذب الأحفاد
ومن سروال بني قحطان؟
من هو هذا الباحث
عن أزهار الحب
وعن شمس الإنسان؟
ومن هو هذا الولد المشتعل العينين
كآلهة اليونان؟
يسأل عنه المضطهدون
ويسأل عنه المقموعون
ويسأل عنه المنفيون
وتسأل عنه عصافير خلف القضبان:
من هو هذا الآتي
من أوجاع الشمع
ومن كتب الرهبان؟
من هو هذا الولد
التبدأ في عينيه
بدايات الأكوان؟
من هو
هذا الولد الزارع
قمح الثورة
في كل مكان؟؟
يكتب عنه القصصيون
ويروي قصته الركبان:
من هو هذا الطفل الهارب من شلل الأطفال
ومن سوس الكلمات؟
من هو
هذا الطافش من مزبلة الصبر
ومن لغة الأموات؟
تسأل صحف العالم:
كيف صبي مثل الوردة
يمحو العالم بالممحاة؟
تسأل صحف في أمريكا
كيف صبي غزاوي
حيفاوي
عكاوي
نابلسي
يقلب شاحنة التاريخ
ويكسر بلّور التوراة؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 22:36 توسط امیر احمد برنایی |

 

الله

 

سلام

دوستان را بادا زمن هر یک سلامی !

آقا من دلم برای یه سری از بچه ها که خیلی وقته ندیدمشون تنگ تنگ شده .

از دوستان تقاضا میشود اگر از اسامی مذکور در ذیل خبری یا نشانی یا اثری یا ... دارند بقیه رو هم در جریان بگذارند :

 

  1. سید تقی فرحی
  2. سید علی سکاکی
  3. امیر علی جلال
  4. سینا عاشقی
  5. محمد مجتبایی
  6. حمید زندیه
  7. شجاعی

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 20:8 توسط امیر احمد برنایی |

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

سلام
دوست دارم امروز شما رو با یکی از عجیب ترین وبلاگ نویسان جوان آشنا کنم

کوروش ضیابری در زمینه ی خود یکی از نخبگان جوان کشور ماست

برای اطلاع بیشتر از ایشون حتما به وبلاگ زیر مراجعه کنید . یک دور وبلاگش رو زیر و رو کنین.

www.kouroshz.blogfa.com

یاعلی
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 19:47 توسط امیر احمد برنایی |



الله

سلام

نشست دوستان سیاس و سیاست ورز دوره در روز پنجشنبه برگزار شد .

بنا به یک منبع آگاه که خواست اسمش فاش شود(!)  در ساعت 16 پنجشنبه عده ای از اعضای دوره در باغ فیض تهران ، رصد شده اند .

طبق عکس هایی که از این نشست منتشر شده ، چهره هایی چون صفر نواده( ام البحّاثین ) ،

حامد رجبی ( سید السیّاسین )  ، مهدی دهقانی (  دهقان السیّاسین ) ، یاسر حسین بیک ( مستمع البحاثین )

، احسان طاهری (  معتمد السیّاسین ) . در آخر امیراحمد برنایی (  اینو میتونی تو نظرات تو بنویسی ! ) به چشم میخورند .

گفتنی است در این جلسه پس از مدتی که روی پیش فرض و مشترکات صحبت کردیم ،

با توجه به نظر اعضا بر روی عملکرد دولت خاتمی بخصوص در زمینه ی آزادی بیان ، نکات مثبت و انحرافات  آن

  بحث و تبادل نظر شد .








+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:5 توسط امیر احمد برنایی |

 

بنام خداوندی که دوستش می داریم

 

سلام

آقا یه نظر !

برای اینکه دوستی بر و بچ رو بیش از پیش بهش نمود بدیم یه حرکت زیبا در قسمت نظرات انجام بدین !

تاریخ تولد خودت رو بنویس تاهر وقت به دنیا اومدی  برات تولد تولد مبارک! بخونیم.

اگر  از رفقای بی مرام  یا خجالتی مون هم آمار داری و میدونی کی به دنیا میان   به نام نامی خودشون یه کامنت بنویس  و تاریخ تولد اونها رو هم  به اطلاع دیگر دوستان برسون .

( اگه فکر میکنی این یه کار خیلی زرده  یه کمی بیشتر فکر کن و یه علت خوب براش پیدا کن حتما پیدا میکنی. )

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 21:48 توسط امیر احمد برنایی |

در حدیث دیگران
پنج خاطره از امام موسی صدر

خوشتر آن باشد که سٌر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران

پنج خاطره از امام موسی صدر به روایت سید صادق طباطبایی (خواهرزاده امام)، سید حسین شرف‌الدین (شوهر خواهر امام)، سید محمد خاتمی (رییس‌جمهور سابق ایران و داماد خانواده صدر)، سید صدرالدین صدر (فرزند امام) و سید حسن نصرالله (دبیرکل حزب‌الله)

 دکتر صادق طباطبایی

آقای صدر مرتب‌ به‌ ياسر عرفات‌ تذكر میدادند كه‌ مراقب‌ باشيد و در دام‌ تحريكات‌ فالانژيست‌ها نيفتيد. اسرائيلیها درصددند بين‌ شما دعوا راه‌ بيندازند. به‌ محض‌ اينكه‌ بين‌ شما و لبنانیها گلوله‌ای رد و بدل‌ شود، تبليغات‌ راه‌ می اندازند كه‌ فلسطينیها در اينجا به‌ اسم‌ ميهمان‌ آمده‌اند، اما خود اشغالگر شده‌اند. فالانژيست‌ها بی هيچ‌ بهانه‌ای میگفتند، وجود فلسطينیها باعث‌ شده‌ است‌ تا اسرائيل‌ زمين‌های ما را بمباران‌ و خانه‌های ما را ويران‌ كند. حالا بعد از درگيری طبيعتاً‌ مشكل‌ دو چندان‌ میشود. يكی از روزها فالانژيست‌ها به‌ اتوبوس‌ حامل‌ فلسطينیها حمله‌ میكنند. آنها قصد داشتند با عمل‌ متقابل‌ پاسخ‌ بدهند، اما با فشار آقای صدر از اين‌ كار جلوگيری شد.

از حسن تصادف‌ بنده‌ و يكی از دوستان‌ نيز در آن‌ ماجرا حضور داشتيم. ساعت‌ 1 بعد از نيمه‌ شب‌ بود كه‌ دايی جان‌ گفتند، همگی برخيزيد تا برويم. ياسر عرفات‌ درخواست‌ كرده‌ تا با او ملاقاتی داشته‌ باشيم. اسم‌ ياسر عرفات‌ را كه‌ می شنويد، شخصيت‌ امروز او در ذهنتان‌ جلوه‌ نكند. او آن‌ روز يك‌ آدم‌ ضعيف‌ و لرزان‌ و ذليل‌ نبود، كه‌ تنها اداره‌ چند پاسگاه‌ به‌ او سپرده‌ شده‌ باشد. ياسر عرفات‌ آن‌ سال‌ها يك‌ قهرمان‌ و اسطوره‌ مقاومت‌ و شخصيت‌ درخور اعتنايی بود كه‌ هركس‌ از هرگوشه‌ دنيا سعی میكرد امضايی از او داشته‌ باشد، يا به‌ نوعی ملاقاتی با او داشته‌ باشد، يا عكسی با او به‌ يادگاری بگيرد. عرفات‌ آن‌ دوران‌ يك‌ چنين‌ قهرمانی بود. به‌ هر حال‌ به‌ ديدار او رفتيم. به‌ اتاق‌ كه‌ وارد شديم، بسيار مضطرب‌ و پريشان‌ قدم‌ میزد. به‌ آقای صدر رو كرد و با حالت‌ پرخاشگری گفت: «تو دايم‌ میگويی سكوت‌ كن! سكوت‌ كن! تحمل‌ كن! تحمل‌ كن! ببين‌ چی برای من‌ كادو فرستاده‌اند؟» كارتونی بود كه‌ بسيار زيبا بسته‌بندی شده‌ بود. درِ‌ آن‌ را باز كرديم. سر يك‌ كودك‌ شش‌ ماهه‌ فلسطينی را بريده‌ بودند، توی چفيه‌ بسته‌بندی كرده‌ بودند و از طرف‌ فالانژيست‌های لبنان‌ برای ياسر عرفات‌ فرستاده‌ بودند! لحظة‌ ناراحت‌ كننده‌ای بود. آقای صدر گفتند: تو شخصيتی انقلابی هستی؛ يك‌ فرمانده‌ و يك‌ قهرمان‌ هستی. اگر الاَّن‌ بجنگی، يك‌ فرمانده قهرمان‌ هستی، اما اگر نجنگی، يك‌ مجاهد قهرمان‌ خواهی بود. مواقعی هست‌ كه‌ نجنگيدن، سخت‌تر از جنگيدن‌ است. مواقعی هست‌ كه‌ يك‌ مجاهد قهرمان‌ نبايد دست‌ به‌ اسلحه‌ ببرد. الاَّن‌ يكی از آن‌ مواقع‌ است.

گاه حال داشتی ادامه رو هم نگاه کن :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:52 توسط امیر احمد برنایی |

در هوای رمضان
نگاه متفاوت امام موسی صدر به روزه

1ـ بیم آن می‌رود که ماه رمضان به عادت بی‌روحی تبدیل شود که شعائر آن تنها عادت‌ها و رسومی سرگرم‌کننده باشد و از همه معانی اصلی و روح حقیقی خود تهی گردد.

2ـ مصیبتی که روزه و رمضان به آن مبتلا شده‌اند، مصیبتی است که بر همه عبادات و مناسک دینی سایه افکنده است. این بیماری به عبادات دیگر هم سرایت کرده و به اماکن مقدس، شعائر دینی و همه رهنمودهای آسمانی حمله‌ور شده است ... این فاجعه پس از آن رخ داد که به آموزه‌های آسمانی، قالب‌های زمینی محدود و معین داده شد، همه چیز کمٌی شد و برای آن اندازه‌گیری و درجه‌بندی وضع گردید.


10 نکته برگزیده از کتاب «اخلاق روزه» ـ انتشارات موسسه فرهنگی، تحقیقاتی امام موسی صدر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 21:10 توسط امیر احمد برنایی |

مجلس عدالت لبنان، معمر قذافی را محکوم به اعدام کرد
مجلس عدالت لبنان عصر امروز طی حکمی معمر قذافی رهبر لیبی را به اتهام ربودن امام موسی صدر و دو همراه وی محکوم به اعدام کرد.

به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، قاضی سمیح الحاج مسئول پیگیری پرونده امام موسی صدر و دو همراه وی شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین که در 31 آگوست 1978 در لیبی ناپدید شدند، عصر امروز حکم اعدام معمر قذافی رهبر لیبی را صادر کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 11:50 توسط امیر احمد برنایی |

 

مقاله زیر نوشته رضا امیرخانیه که چند سال پیش در ترکیه ارایه کرده است ؟

به این میگن یه مقاله ی خوب!

حتما بخونید :

 

مسأله لبنان و فلسطين به ما چه دخلي دارد!؟

 

 لاالجملي و لاالناقتي!

مسأله لبنان و فلسطين به ما چه دخلي دارد؟!

 

عنوانِ اين صحبت، ضرب‌المثلي است عربي. عرب‌زبان وقتي نسبت به مسأله‌اي بلاموضع باشد و بي‌بهره از او بخواهند تا برابر آن مسأله موضع بگيرد، چنين مي‌گويد: اين نه شترِ من است و نه ناقه من! گويا اين ضرب‌المثل گوشه چشم و تلميحي نيز داشته باشد به حكايتِ عبدالمطلب كه به عام‌الفيل به نزد ابرهه رفت و در حالي كه قوم منتظر بودند تا وي ابرهه را از ويران نمودنِ كعبه برحذر دارد، از ابرهه شترانش را طلب كرد كه سپاه به يغما برده بود... وقتي قريش و حتي خودِ ابرهه با وي محاجه كردند و دليل خواستند از رفتارِ او، عبدالمطلب چنين پاسخ داد كه:

انا رب الابلين و لهذا البيت رب...

من پروردگارِ شترانِ خويشم، اين خانه نيز پروردگاري دارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 14:59 توسط امیر احمد برنایی |

 

بنام خداوند جان آفرین / حکیم سخن بر زبان آفرین

 

سلام

یه ایده خوب و فرهنگی! به ذهنم رسیده !

میدونم که همه ی شما  دوستان از خوش دوقان و علاقمندان ادبیات و شعر هستید

 ( یاد آقای نخعی هم بخیر!)

 

حالا اگه پایه باشین میتونیم با هم مشاعره  اینترنتی کنیم .

اولین بیت رو هم با نام خدا آغاز میکنم :

بنام خداوند جان آفرین/ حکیم سخن بر زبان آفرین

(حالا سعی کن  یه بیت شعر به مشاعره ی ما اضافه کنی.

(از گوگل هم میتونی کمک بگیری!) )

شعرت رو در قسمت نظرات بنویس تا نفر بعدی هم مشاعره رو ادامه بدهد .

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 15:20 توسط امیر احمد برنایی |

 

 

سلام

این گزارش رو  از سایت خبری اسراییلی 

jpost.com

از قسمت ایران این سایت براتون آوردم.

 

 

'Iranians believe in peace and love'

 

   jpost.com

 

Iranian Vice President Esfandiar Rahim Mashai said Monday that he would not retract his recent statements that the Iranian people were fond of Israelis and Americans.

Speaking to reporters in Teheran, Mashai said that he was proud of his remarks and did not regret making them since "the Iranians believe in peace and love between people."

We are friends of all of humanity. There is no difference at all between the Iranians and Americans, even the Israelis are our friends," he said.

Mashai stressed, however, that his comments did not constitute recognition of Israel's legitimacy.

On July 20, Mashai said that Iran was "friends with the Israeli people and described United States as "one of the best nations in the world."

"Today, Iran is friends with the American and Israeli people. No nation in the world is our enemy, this is an honor," he said on the sidelines of a tourism congress in Teheran.

"Of course we have enemies and the most unfair hostilities are committed against the Iranian people," he said. "We regard the American people as one of the best nations in the world."

Mashai is in charge of Iranian tourism and historical sites.

He is said to be extremely close to Iranian President Mahmoud Ahmadinejad and earlier this year, his daughter married Ahmadinejad's son.

حالا لطفا چشمانت را ببند و فرض کن در 5-6 سال پیش بسر میبری و این خبر  از قول مسوولان آن زمان گفته میشد ، سپس دوباره متن بالا رو بخون.

حالا برای خود تصور کن واکنش های مختلف از سوی جناحهای مختلف را !!

اگه دوست داشتی تخیلاتت رو برای بقیه دوستان تخیلی ات!! در قسمت نظرات بنویس!

 

یا علی

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 12:20 توسط امیر احمد برنایی |



به تازگی رستورانی با نام «BUNS & GUNS» (نان و اسلحه) در بیروت افتتاح شده است. این رستوران به نوعی منحصر به فرد است بطوریکه دکور آن کاملا «جنگی» بوده و گارسون‌ها با لباس کامل نظامی از میهمانان پذیرایی می‌کنند.


در این رستوران می‌توانید یک پرس «کلاشینکوف»، ساندویچ «کاتیوشا»، سالاد «کوکتل مولوتوف»، ساندویچ «شهاب 3» و بسیاری از دیگر مهمات لذیذ را با قیمت مناسب صرف کنید.

منبع :kaariz.com


 
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 21:29 توسط امیر احمد برنایی |



الله

سلام

چند وقتی بود دنبال نمونه هایی خوب و بد در مورد نقد کردن و نظر دادن بودم

تا اینکه بالاخره پیدا کردم

ازتون خواهش میکنم فارغ از گرایش های سیاسی که هر کدوممون داریم دو متن زیر رو بخونیم و

مولفه های یک نقد منصفانه و  یک نقد غیر منصفانه رو دریابیم.

اگه دوستان استقبال کردند میتونیم در مورد مولفه های نقدمنصفانه و غیر منصفانه بیشتر همفکری کنیم.


حالا  به  این دو لینک یروید و کامل بخوانید.

www.rajanews.com/News/?31190
www.rajanews.com/News/?31673

(خواهشا بیشتر از اینکه غرق خود موضوع شوید ، به سبک نوشتار و مولفه ها و واژه هایی که در آن بکاررفته توجه کنید )

موفق و موید باشید
یا علی
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 16:49 توسط امیر احمد برنایی |

الله

سلام بر همه  

 مشخصات کامل دوره ی مدیریت پروژه رو در پیوست مشاهده کنید

یا حق

(مدیرت پروژه میشه گفت بیشترین زمینه  اشتغال مهندسین صنایعه و هنوز هم ظرفیت کار داره)

یه نکته هم من باب تذکر اینکه اون چیزی که ما در سیلابس درسی داریم "کنترل  پروژه" است که بخش

کوچکی از دانش مدیریت پروژه است.

 مشخصات کامل زمان بندی و هزینه ها و تعداد ساعات و اساتید دوره و ...

را از پیوست زیر دانلود کنید:

 دوره ی آموزشی مدیریت پروژه

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:45 توسط امیر احمد برنایی |

 

الله

سلام

 

دوره آموزشي مديريت پروژه با تخفيف ويژه دانشجويي در انجمن مهندسي صنايع دانشگاه اميركبير

براي اطلاعات بيشتر ايميلتان را چك كنيد!

به دوستان صنايعي و مديريتي  و ... توصيه ميكنم اين دوره رو شركت كنند.)هم هزينه اش كمه ؛ هم گواهينامه ميدهند )

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 23:21 توسط امیر احمد برنایی |

 

مدیریت پروژه۱

 

 

 

تعاریف مقدماتی مدیریت پروژه

 

Project

A temporary endeavor undertaken to create a unique product or service.

Project Management:

The application of knowledge, skills, tools, and techniques to project objectives to meet stakeholder needs and expectations.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 22:10 توسط امیر احمد برنایی |

 

اعوذ بالله من همزات الشیاطین و اعوذ بک رب ان یحضرون

بنام خدا

 

سلام

علی سنتوری

چند وقتی بود در این فکر بودم که درمورد فیلم علی سنتوری مطلبی بنویسم.

چون واقعا فیلمی هست که ارزش نقد داشته داره.

 

علی سنتوری حکایت غم بار و انمانسوز مطرب آوازه خوانی است که  آوازه ی آن دراین شهر شوم سیاه آلوده ی پر غبار بالا رفت .خواننده ای که شهرت خود را وام دار صدای گرم سن چاووشی و ژستهای خوانندگی بهرام رادان است و هنر آن در درآمیزی صدای ریز سنتور با آلات غربی موسیقی است.

علی که تمام علاقه اش صرف سنتوری بودن شده کم کم گرفتارآن بلای ذلت زا و عزت سوز میشود.

اما این فقط نگاهی بر بار معنائی این فیلم است که واقعیتی از جامعه ی قشر پائین دستی از لحاظ فرهنگی را به نمایش درمی آورد.

این فیلم از نگاهی دیگر برای من تامل برانگیز تر بود.

امان از هنگامیکه براینمایش یک بدی و کثیفی تمام کثافات را با هم جمع کنیم!

از ماجرای عشقی علی با گلشیفته فراهانی گرفته تا فحشهای آبدار علی برپدرش و پدرش به علی اگرچه ممکنست درصدی از واقعیت باشد ولی بی تردید نمایش چنین وضعیتی از  احوال یک بزهکار در سینما که مخاطب آن چندان هم رده بندی و رتبه بندی شده نیستند خالی از اشکال نیست.

ماجرای عشقی علی و گلشیفته تحت الفاظ عشوه گری و همراهی آن با موسیقی تلفیقی پیانو و سنتور علی و به آن اضافه کنید جلف بازی ها ی (واقعا کلمه ی مودبانه تری یافت نکردم) این دو از جذابیتهای جنسی و غیر اخلاقی این فیلم بود که به برخوردهای بدنی در نزاعهای خانوادگی و صحبتهای

زن با مردنامحرمی دیگر در پارتیهائی که علی سرمست وکوک از محبوبیت و مواد بود بعنوان چاشنی این فیلم کارکرد جذب مخاطب خود را داشت.

صحبتی که میخواهم بکنم این است.

سینمای ما به کجا چنین شتابان است؟

به هر آن کجا که باشد به جزاین سرا سرایش!

برادر و خواهر عزیز ! اگر امروز در حکایت مرد سنتوری قصه ی ما سرمست شدن از باده ی الکلی بسیار

واضح و بدیهی است . اگر برخوردفیزیکی علی با گلشیفته درفیلم اگرچه در یک نزاع دیده میشود این ندا دهنده ی خبرهای شوم تری درآینده برای ساخت فیلمهائی است که این بار دیگر مضمون خاصی هم ندارد بلکه صرفا جذابیت غیراخلاقی دارد.

آری !حرف من اینست هیچ گاه ابتذال در میهمانی اول عریان جلوه گری نمیکند.

امروز علی سنتوری است که سرشار از اختلاط مضمون ناب و جذابیت غیرمذهبی است.

 و فردا ....خبری در راه است!!!........

       

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 22:54 توسط امیر احمد برنایی |

 

الله

 

سلام به همه دوستان

امیدوارم خوب و خوش باشید.

چند وقتی بود که به پایگاه اینترنتی صدا و سیما سر نزده بودم.

امروز که سر زدم خیلی لذت بردم.

پیشنهاد میکنم حتما یه سری به این سایت بزنید و از امکانات اون الستفاده کنید.

نمیدونم دلیلش چیه ولی سرعت بالا اومدن این  سایت خیلی بالاست . تا حدی که این امکان رو برای مخاطبین فراهم کرده اند که بتونند بطور زنده برنامه هائی که همون لحظه از تلویزیون پخش میشه رو ببینند.

به عزیزانی که علاقمندند که زبان انگلیسی خود را تقویت کنم پیشنهاد میکنم یه پخش زنده ی پرس.تی.وی مراجعه کنند.

واقعا شبکه ی خوبیه و میشه گفت در حد اشتانداردهای قابل قبول برای یک شبکه ی خبری بین المللی هست.

با اینکه یک سال هم از عمر این شبکه نمیگذره ولی بنظر میرسه جای خودش رو  بین مخاطبین بین المللی کم کم داره بازمیکن.

لینکهای زیر رو  برای مراجعه راحتتر به بخش هائی که گفتم گذاشتم.

آرشیو صدا وسیما

پخش زنده پرس تی وی

 

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 19:45 توسط امیر احمد برنایی |

الله

سلام به علاقمندان مطالب علمي

 رشته مهندسي صنايع

اين اولين وب نوشته ي من در اين وبلاگي است كه به همت دوستان همكلاسي من درست شد.
از اونجا كه من هم از بچه هائي هستم كه در رشته مهندسي صنايع تحصيل ميكنم قصد دارم به ياري خدا مطالبي چند براي عزيزان خواننده بنويسم .
اميدوارم مفيد باشم.
راستي حتما نظراتتون رو هم بنويسيد.

به نظر شما ( از ديد يك دانشجو يا كسيكه باا رشته هاي دانشگاهي آشنائي داره) جايگاه  مهندسي صنايع كجاست؟
روشنتر ميگم ، مثلا هنگاميكه ميگويند فلاني مهندس برق است معلوم است كه فلاني چه خوانده و حوزهي فعاليتش كجاست يا ساير رشته ها.
اما  يكي از تمايزات صنايع در اينست كه حوزهي فعاليتي برايش نميتوان تعيين كرد و بهمين دليل هنگاميكه
كسي از جماعت صنايعي ها سوال ميكنه كه شما ‌آخرش چي كاره ميشين بايد يك ساعت براش منبر بريم كه صنايع حوزه خاصي نداره كه بگم فقط و فقط اينه.


دليل اون هم اينه كه اگر نگاهي به سيلابس درسي صنايع بندازيد ميبينيد كه بسيار گسترده و  شايد بشه گفت غير متمركز است( و اين خاصيت هم يك امتياز است و هم يك خطر‌،  انشا الله بعدا در اين مورد اختصاصا نوشته اي تهيه ميكنم)

من سعي كردم در اين نوشته يه چيز رو خيلي صاف وساده بگم و اون اينه كه از يه مهندس صنايع نبايد بگيم كه تو آخرش چيكاره ميشي بلكه بايد بگيم كه به چه صنعت و زمينه اي بيشتر علاقه داري و  آخرش قصد داري در چه صنعتي كار كني؟مثلا دوست داري در صنايع پتروشيمي كار كني يا دوست داري در زمينه ي  آي-تي  يا  در تجارت يا در مديريت يك آموزشگاه يا يك فروشگاه زنجيره اي كار كني ؟

اين سخن به خاطر اينست كه هر سيستمي فارغ از اينكه چه كار  و چگونه كار ميكند به بهينه سازي و اقتصادي كردن فعاليتهاي خود نياز دارد و اين چكيده ي وظايف يك مهندس صنايع در هر محيطي است كه كار ميكند.


پاينده و پيروز باشيد






 
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:15 توسط امیر احمد برنایی |