مردم بدانید راهی را که در آن گام نهاده ایم که همانا راه حسین (ع) است به اختیار انتخاب کرده و تا آخرین نفس و آخرین رمقی که به تن داریم در سنگر رضای خدا خواهیم ماند و به دشمن زبون کافر خواهیم فهماند که ملتی که پشتیبانش خداست و پیشاپیش امام زمان در مقابل تمامی کفر خواهد ایستاد و انشا الله پیروز خواهد شد. ....
اکنون به شما توصیه می کنم که برادران عزیزم نکند در رختخواب ذلت بمیرید، که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. مبادا در غفلت بمیرید، که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد......
شادي اين کوهنوردي تحفهاي ناچيز تقديم به مولا امير المومنان علي - عليه السلام
با حامد(اخوانفر) قرار گذاشتيم ۶:۳۰ دربند دم مجسمه. به هرکي که اعلام آمادگي کرده بود اطلاع دادم که اگه دوست داشت بياد با هم بريم.
اين هفته شرايط ويژهاي بود از طرفي بعضي از رفقا ميخواستن برن نماز جمعه از طرفي ديگه امشب شب قدر بود . و بعضي از رفقا از خوف اينکه نتونن به مراسم اونطوري که شايد و بايد برسن نيمدن . حق هم با آنها بود. چون اولويت با شب قدر بود.
طبق برنامه ۶ نفر پايه جمع شديم و رفتيم بالا . اولش که داشتيم ميرفتيم بالا خيلي خلوت بود و پيش خودمون فکر کرديم که کوه تعطيله !
اين سري يه راه بلد (محمد جواد اسکندري) هم همرامون اومده بود. با جواد که داشتم صحبت ميکردم تازه فهميدم که عجب حرفهايه تو راه چند بار از خاطرات صعودش به کوههاي مختلف داشت برامون ميگفت و جالب تر از اين همسفرش در اين صعودا بود . وقتي ازش پرسيدم که معمولن چند نفري صعود ميکنين ؟ ميگفت خودش و سايهاش در اين صعودا همراهيش ميکردن. در کارنامه کوهنوردي محمد جواد چندين بار صعود از دربند به ايستگاه ۷ تله کابين و هم چنين صعود از دربند به درکه (که به مراتب راهش نسبت به توچال دورتره) و صعود از چالوس به شهرستانک و هم چنين موارد ديگر به چشم ميخورد. خلاصه تيم جوان ما هم چنان خيلي راه در پيش داره تا به گوشه اي از افتخارات جواد برسه
از اونجايي که محمد جواد کفشاش رو تو کوهها کهنه کرده بود و راه بلد بود . ازش خواستيم که علي الحساب ماه رمضوني يه راه کوتاه و باصفا را براي ما انتخاب کنه که به بچهها فشار نياد با زبون روزه.
بعد از طي يک مسير فرح انگيز و استنشاق هواي سحرگهي، در کنار يک آبشار نيم ساعتي اطراق کرديم و بعد از گرفتن عکسهاي گوناگون و صحبت درباره عصر اينترنت پرسرعت و مسايل ديگه به اين صعود نيز که سبک ترين صعود کوهنورديمان در اين ۵ صعود بود خاتمه داديم. تقريبا ساعت ۹:۱۵ بود که رسيديم خونه .دماغتون بسوره خيلي خوش گذشت . ما تو برنامههاي کوهنوردي جاي هيچ کي رو خالي نميکنيم چون معتقديم هرکي پايست بايد بياد.
برای تک تک رفقایی که دیروز ما رو همراهی کردند آرزوی طول عمر و سلامتی می کنم
۱- حامد اخوانفر
۲- محمد جواد اسکندری
۳- امیرحسین فرج اللهی
۴- مهدی بهبودی
۵- محمد صادق شیخی
۶- احسان عابدین نسب
ـاسامي ترتيب خاصي ندارد-
برای مشاهده صعودهای قبلی بر روی کارنامه کوهنوردی کلیک کنید
هفتهي بعد به خاطر روز قدس برنامه کوه احتمال زياد کنسله ايشالله هفتهي بعد از ماه رمضان قصد داريم نا ارتفاعات پلنگ چال صعود کنيم
هرکي پايست که بياد تو نظرات اعلام آمادگي کنه
نهج البلاغه ـ نامه ۳۱
بدان ! خدایی که گنج های آسمان در دست اوست به تو اجازه درخواست داده و اجابت آن را بر عهده گرفته است .
و ....
«ثلاثة ان خالفتم فیهن ائمتکم هلکتم،جُمعتکم،
و جهاد عدوکم و مناسککم»
سه چیز است که اگر در رابطه با آن با پیشوا و ره برتان مخالفت کنید،
هلاک می شوید،نماز جمعه ،جهاد با دشمنانتان و مناسک (حج)تان.
این نماز جمعه از بزرگترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است.«حضرت امام (ره)»
نماز جمعه محل غرق شدن انسان در خداست.«حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله)»
اخبار رو دیدی؟!

نماز جمعه این هفته به امامت ره بر برگزار می شه
گفتم چه خوب یه فرصت برای تعاون در نیکی که خدا گفته:«تعاونوا علی البر و التقوی»
اون هایی که پاین با هم بریم حداکثر تا ساعت ۱۰:۳۰ روز جمعه بیان جلو ساختمون گلدیس.
که لا اقل تو خیابون های نزدیک دانشگاه جا بشیم!![]()
اگه اعلام آمادگی تو نظرات هم بکنی که چه بهتر!
(لا حول و لا قوة الا) در بسته...
(او ماند و فقط یک زن تنها ... در بسته... باید برود، پس چه کند با در بسته؟!)
مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ (توصیه های مقام معظم رهبری در ماه مبارک رمضان)
خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی. ای وای كه سیه روز خواهم بود....
ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نمائیم تا بلكه قدری از تكلیف خود را در شكر گزاری بجا آورده باشیم....
وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست دارم. به معشوقم، به امام موسی صدر، کسی که او را مظهر علی می دانم، او را وارث حسین می خوانم...
برای مرگ آماده شده ام و این امری طبیعی است و مدتهاست که با آن آشنا شده ام، ولی برای اولین بار وصیت می کنم... خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و مافیها بریده ام. همه چیز را ترک کرده ام و علایق را زیرپا گذاشته ام
به تو تهمت های دروغ میزنند و مردم جاهل را بر تو میشورانند و تو ای امام، لحظه ای از حق منحرف نمیشوی و عمل به مثل انجام نمیدهی و همچون کوه در مقابل طوفان حوادث، آرام و مطمئن به سوی حقیقت و کمال قدم بر میداری. از این نظر تو نماینده علی و وارث حسینی ... و من افتخار میکنم که در رکابت مبارزه میکنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم..
عشق هدف حیات و محرک زندگی من است و زیباتر از عشق چیزی ندیدهام و بالاتر از عشق چیزی نخواستم. عشق است که روح مرا به تموج وا میدارد و قلب مرا به جوش در میآورد. استعدادهای نهفته مرا ظاهر میکند و مرا از خودخواهی و خودبینی میراند
روز قدس , روزى است که یادآور یکى از ابتکارهاى امام راحل عظیم الشأن ماست . این روز را دنیاى اسلام باید گرامى بدارد. «حضرت آیت الله خامنه ای »
تجمع بزرگ فارغ التحصیلان موسسه خواجه نصیر الدین طوسی(ره) در شب روز قدس
بدین وسیله از تمام فارغ التحصیلان دعوت می شود که در این مراسم شرکت نمایند.
آدرس: بلوار فردوس - خیابان ابراهیمی جنوبی - کوچه دوازدهم - مسجد الزهراء
ساعت شروع مراسم: 5 بعدازظهر پنجشنبه 4/7/87
همچنین افطاری مختصر و شام هم از سوی کانون تدارک دیده شده است.
دوستان هر کی می خواد کمک کنه به بنده اطلاع بده!
هر کی هم که نذری داره با بنده یا آقای محسن فلاح دوره ۱۲ هر چه زود تر هماهنگ کنه!
هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت....
مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد...
پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاریترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد میزند و خواهد زد..


خداوندا فقط ميخواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت ميخواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، .....
راستي چه بگويم، سينهام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود ميدانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب ماندهام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم
Case 1
When NASA began the launch of astronauts into space, they found out that the pens wouldn't work at zero gravity (ink won't flow down to the writing surface).
To solve this problem, it took them one decade and $12 million. They developed a pen that worked at zero gravity, upside down, underwater, in practically any surface including crystal and in a temperature range from below freezing to over 300 degrees C.
And what did the Russians do...??
They used a Pencil !!!
see case 2 in continue
| کلاهمان پسِ معرکه است/امام موسیصدر |
|
. آنچه میآید؛ گزیدهی سخنرانی "امام موسى صدر" در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامى قم ــ در حضور بزرگانى چون شیخ مرتضى حائرى و استاد شهید مرتضى مطهرى ــ دربارهی "ضرورت تغییر در روشهای تبلیغات دینی" است که به تاریخ هفتم مهر 1344 ایراد شده است. متاسفانه یا خوشبختانه، این بیانات ــ که در عمل، وضعیت امروز شیعیان لبنان حاصل آن است ــ بعد از گذشت بیش از چهل سال، هنوز هم ایدهبخش و قابل اتکاست.
الرحمن، علّم القرآن، خلق الانسان، علّمه البیان، الشمس و القمر بحسبان، و النجم و الشجر یسجدان، و السماء رفعها و وضع المیزان، ألّا تطغوا فى المیزان. (سورهی مبارکهی الرحمن) براى بنده موجب بسى افتخار است که خارج از برنامه دعوت شدهام و آقایان اجتماع کردهاند تا به این سخنرانى گوش فرادهند. این افتخارى را که به بنده محول شده است تکریم و احترام فوقالعادهاى مىدانم و از این بابت به خود مىبالم. البته آقایانى که این افتخار را به بنده دادهاند خیلى هم راه دورى نرفتهاند. چون آخر، بر فرض هم که لیاقت ذاتى نداشته باشیم، یک سربازِ از جنگ برگشتهایم. یعنى محل کار ما را خداوند متعال در جایى قرار داده که سینه به سینه در مقابل دشمن هستیم. کاملا تلخىِ کوتاهى کردن را حس مىکنیم. ضربتهاى شکننده و خردکنندهی دشمنان اسلام را از نزدیک لمس مىکنیم. یعنى، بنا به اصطلاح جنگى، در خطّ مقدّم آتش هستم. خوب، اگر سربازى را که از جبهه برگشته مورد تکریم و احترام قرار دهند، کارِ نا به جایى نیست. امیدوارم که بتوانم، در این مدت خیلى کوتاه، خلاصهاى از مشاهدات و اطلاعات خودم را به عرض برادران عزیزم که در اینجا تشریف دارند برسانم، تا إنشاء اللَّه مورد استفاده قرار گیرد و براى این مؤسسه، که به نظر بنده فجر امیدى در تاریخ تبلیغات شیعه است، ذخیرهاى باشد، و نیز قدمى در راه به ثمر رسیدن این جهادها و فعالیتها. |
امروز ساعت ۶:۱۵ بود که رسیدم خونه ی محمدینا .پیش خودم گفتم اگه الان بچهها جلسه رو شروع کرده باشن حق دارن چون من بدقولي کردم و يه ربع دير رسيدم
اما وقتي رسيدم ديدم رفقا مرام گذاشتن و شروع نکردن تقريبا ۴ تا از بچهها زودتر از من رسيده بودند . قبل از اينکه بيام يه عالمه برنامه ريخته بوديم که چيکار کنيم تو جلسه . پيش خودم گفتم اشکال نداره اين بچهها به بدقولي عادت کردند مثه خود من و نهايتن تا ۶:۳۰ ميرسن يه کمي صبر کن بزار رفقا بيان و بد جلسه رو شروع کنيم .....
همين شکلي نشسته بوديم و داشتيم با رفقا گپ ميزديم
دوباره به ساعتم نگاه کردم ديدم ۷ هستش ولي يک نفر بيشتر به جمع ما اضافه نشده بود![]()
حول و حوش ساعت ۷:۳۰ بود که نم نم بچهها شروع به آمدن کردن ....
دمشون گرم همه تو اون اسمسی که ما زديم فقط افطاري شو خونده بودن و ساعتش نگاه نکرده بودند.
اما اشکال نداره همين جور مواقع هست که علم جواهر الرجال
بازم به مرام تک تک رفقايي که اومدند. حداقل خودشونو برا افطار رسوندن و مثه بعضيا نبودند که بگن ميايم و نيان
گفتم اشکالی نداره ایشالاه بعد افطار قرآن می خونیم و جلسه رو شروع می کنیم
دریغا که . . .
موقع غذا خوردن بچهها رو شمردم ديدم ۱۸ نفرن . بچهها شام رو خوردند و فيلمشان را ديدند و ظرفها را نشستند و سفره را جمع نکردند و از ما خداحافظي کردند . خودتان قضاوت کنيد که براي چه آمده بودند ![]()
قبل از اينکه رفقا برن ايستاده بودم و به آنها گفتم که رفقا اين آخرين جلسه هفتگي بود. در حين رفتن به آنها کارتهايي دادم که رويش نوشته بود WWW.KNT12.BLOGFA.COM بلاگ فارغ التحصيلان دوره 12
با رفتن تک تک رفقا در اين فکر بودم که معلوم نيست ديگه آنها کي به جلسه هفتگي بيان ؟
مگه اينکه دوباره صحبت افطاري و شام بشه
آري اينم سرنوشت تراژديک جلسه هفتگيهاي بود که ما با يه عالمه عشق و شور از صاحبان قبلي آن همچون مهدی دهقانی و صادق ميرزاده و حامد رجبی و اعضای شوزای سابق به يادگار گرفتيم اما به راستي که جلسه هفتگي همچون اسبي چموش است که نميخواد آرام و قرار بگيره و همان بهتر که اين اسب چموش را ول کنيم تا خودش شيوهي برگزاري خودش را پيدا کند.
زين پس هيچ اکراهي در جلسه هفتگي نيست و
زندگي هم چنان جاري و ساريست
از اين جلسه تصويري را نميگذارم تا هرکي هرجوري که دوست داره تصورش کنه. و تصوير شام آخر رو براي خودش طراحي کنه
در پايان از دوست عزيز و دوست داشتني محمد پورچريکي و خانواده عزيزش به رسم ادب تشکر ميکنم که اين فرصت رو فراهم آورد تا دوباره بچهها جمع شن
خدا را صد مرتبه شکر که سخنراني که امروز ميخواستيم بياريم جور نشد وگرنه خيلي ضايع ميشد
من همچنان اگه خدمتي از دستم بياد برا بلاگ انجام ميدم . و به همه اعلام ميکنم که من خسته نشدم و انرژي ام روز به روز به لطف خدا داره بيشتر ميشه. هرکي از رفقاي گل که ميخواد با ما بياد کوه بسمالله تو بخش نظرات بنويسه با هم بريم .
هرکي غير ميثم حاجي غلام و پورچريکي و اخوانفر و فرقاني و اونايي که در اين چند وقت اخير جلسه انداختن هر موقع احساس کرد خونشون ميتونه جلسه هفتگي بندازه بازم بحقير بگه ولي من که پيشنهاد ميکنم که اين کار رو نکنين
از اين به بعد تنها پل ارتباطي ما و شما همين بلاگ و گروپ است و ديگه از اسمس و تلفن و سرگروه و ... خبري نيست برا کوه هم خودتون بايد داوطلب شيد وگرنه ما به کسي خبر نميديم برنامه کوه هر هفته جمعهها به لطف خدا پا برجاست
مرامی بلند شید امروز بیاید افطاری تا بترکونیم
هرکی بتونه بیاد و نیاد خیلی ...... ![]()
اگه همین الان و از طریق بلاگ متوجه شدید که امروز جلست مکانیزم زیر را اجرا کنید
بلافاصله با سرگروههاتون تماس گرفته و
چند تا کلمه ی نا خوشایند نثارشون کنید و
بعدش ازشون آدرس رو بپرسین
یه راهنمایی می کنم
داش محمد پورچریکی عزیز زحمت کشیدن و جور این جلسه رو بر دوش کشیدند
از طرف همه ی رفقا به ایشون عرض می کنم
همت بلند باد ای عزیز
2پروتون با سرعت ناباورانه 99999/99 درصد سرعت نور، در جايي زير كوههاي آلپ در مرز سوييس و فرانسه،با هم شاخبهشاخ برخورد ميكنند تا بزرگترين، پرهزينهترين، بنياديترين، عميقترين و مهمترين آزمايش علمي تمام تاريخ را در بزرگترين آزمايشگاهي كه براي اين منظور تهيه شدهاست، انجام دهند!
14 سال است كه بيشاز 10هزار نيروي انساني كه يكسومشان دكتراي فيزيك دارند، با صرف 10 ميليارد دلار هزينه، با همكاري 85 كشور، در آزمايشگاه ذرات بنيادي اروپا (سرن) مشغول آمادهكردن ماشين عظيمي بهنام LHC در محيطي بهاندازه 27 كيلومتر و 100متر زير زمين هستند تا به يكي از بنياديترين سؤالات مدل استاندارد ذرات بنيادي در فيزيك پاسخدهند: «وجود ذره هيگز».
بيش از 100 سال است كه فيزيكدانان نظري با بنيانگذاشتن ابزار بينظيري بهنام «مكانيك كوانتمي» و توسعه آن (نظريه ميدانهاي كوانتمي) در حال رمز گشايي از بينظيرترين و شگفانگيزترين نظام خلقت، يعني اجزاي بنيادي طبيعت هستند.
تلاشهاي دانشمندان در اين 100سال در نظريهاي تحت عنوان «مدل استاندارد ذرات بنيادي» تدوين يافتهاست. مدلي كه براساس آن ذرات اصلي كه طبيعت با آنها ساختهشده است، مثل الكترون، فوتون، كوارك و... را طبقهبندي كرده و مكانيسم تعامل بين آنها (نيروها) را بيان ميكند.
در توسعه گامبهگام اين مدل، در سال 1964 چند گروه از فيزيكدانان، جداگانه و بهطور نظري وجود ذرهاي را كشف كردند كه ميتواند بعضي از خواص بنيادي ذرات مثل «جرم» را توضيح دهد. اين ذره را فيزيكدان بزرگ هلندي «خرارد تهوفت» به نام يكي از كاشفانش، «پيتر هيگز» فيزيكدان اسكاتلندي، « ذره هيگز» نامگذاري كرد.
به موازات اين تلاش نظري، فيزيكدانان تجربي هم در حال ساخت و توسعه دستگاههايي بودند كه بتواند نتايج نظري را آزمايش كند.
يكي از مهمترين اين دستگاهها، شتابدهندهها هستند كه ذرات را در ميدان الكترومغناطيسي شتابميدهند و سپس از برخورد آنها به هم، نتايجي بهدست ميآورند. مثال دبيرستانياش را ممكن است خيلي از ما بهياد بياوريم؛
رادرفور، با شتابدادن ذرات آلفا و كوباندن آن به ورقهاي از جنس طلا، هسته اتم را كشف كرد. امروزه شتابدهندهها بسيار بزرگ شدهاند و به ذرات آنقدر انرژي ميدهند كه در اثر برخورد آنها به هم، به مكانيسمي كه در اعماق درون ذرات ميگذرد، پيميبرند.
شتابدهنده LHC هم همينطور كار ميكند، اين شتابدهنده در يك دايره 27 كيلومتري، به پروتونها در يك تونل به قطر 4 متر كه از زير خاك فرانسه و سوييس ميگذرد، سرعتي بسيار نزديك به سرعت نور ميدهد و با برخورد آنها از روبهرو به هم شرايطي را بهوجود ميآورد كه امكان كشف ذره هيگز را فراهم ميكند.
البته اين آزمايش احتمالا به سؤالات بنيادي ديگري هم پاسخ خواهد داد.برنامه امروز، صرفا براي آزمايش دستگاه است و آزمايش اصلي، 40روز ديگر شروع خواهد شد و بررسي دادههاي آن هم ممكن است چندسالي طول بكشد.
ولي جاي بسي خوشبختي است كه كشور ما هم سهمي در اين آزمايش عظيم جهاني دارد. بخشهايي از يكي از آشكارسازهاي اين آزمايشگاه در ايران ساختهشدهاست و هماكنون گروه كوچكي از دانشمندان ايراني هم در اين طرح سهيم هستند.
اما جاي بسي تأسف است كه انتقال اطلاعات از طريق برخي افراد كه دانش كافي دراينباره ندارند، باعث رواج اين تصور در بين مردم شده كه با اجراي اين آزمايش، يك سياهچاله درست ميشود و همه دنيا نابود خواهد شد!
اين فعاليت ستايشبرانگيزعلمي بيش از هرچيزي نشاندهنده نهاد ناآرام بشر براي كشف اسرار جهاني است كه در آن زندگي ميكنيم و بديهياست كه نتايج آن علاوه بر پاسخ به سؤالات گذشته، سؤالات بزرگتر و عميقتري را براي آيندگان بهوجود بياورند.
اين همان كنه و روح دانش است، بهقول فيلسوف فقيد علم، كارل پوپر: «جستوجو همچنان باقي»!
منبع : روزنامه همشهری
برای دیدن عکسهایی از این آزمایشگاه، می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید :
http://www.boston.com/bigpicture/2008/08/the_large_hadron_collider.htmlبا اعلام دوباره نتیجه نظر سنجی با استعانت از خدای حکیم قدیر برگزاری اولین جلسه
بحث سیاسی رو اعلام می کنیم
این که خدا ذهن ما رو به سمت امام زاده برد یعنی اینکه خودمون باید بفهمیم باید
چی کار کنیم همچنین این رو شاید بتونیم به عنوان یه نصرت از طرف خدا تلقی
کنیم اگه لایقش باشیم و ازش خوب و درست استفاده کنیم و این جوری شکر کنیم.
هر کی از بچه های دوره یا از بچه های خواجه یا از وابستگان و آشنایان بچه ها
می خواد بیاد ما استقبال می کنیم. فثط اگه تو نظرات اسمتون رو بنویسید آمارمون
دقیق می شه
مکان: امام زاده باغ فیض
زمان: پنح شنبه ساعت ۴ بعد از ظهر
اعلام آمادگی کننده ها: مهدی دهقانی - حامد صفر نواده - یاسر حسین بیک-
غلامرضا رجبی
------------------------------------------------------------------------------------------------
| « بحث سیاسی » |
![]() نظر شما در مورد درج مطالب و بحثای سیاسی در بلاگ و گروپ چیست ؟ |
1- باشه
.
.
10رای - 58.8%
. 2- نباشه
.
.
7رای - 41.1%
. |
عنوان نظرسنجی: بحث سیاسی تاريخ شروع نظرسنجی: 1387/5/13 مجموع نظرات: 17 آدرس: http://knt12.blogfa.com |
1st topic
what is ur Idea about success ? who are the successful people and what similar atributes do they have ? how can be successful ?
what is the relation between wealth and success ? and similar same questions
if u want to particpate in this topic u can promote the topic by leaving ur opinion in the comments part
امروز داشتم با خودم فکر ميکردم ديدم اگه بتونيم يه سري بحثاي انگليسي و غير سياسي بکنيم بد نباشه با يه تير دو تا نشون رو زديم هم اطلاعاتمون رو زياد کرديم و هم انگليسيمون رو بهتر کرديم فقط از همه می خوام که که رو ياري کنن و حضور فعال در بحثا داشته باشند
يه نکته ديگه اي هم هست اينه که اگه خجالت ميکشين انگليسي صحبت کنيد مي تونيد با يه اسم مستعار وارد بحثا بشيد .
از خطا کردن نترسين و هر چي حتي چرت و پرت هم اگه شده بگيد به مرور زبان خوب ميشه اگه همين الان سعي نکنيد که صحبت کنيد صد سال ديگه هم هر چقدر کتاب بخونيد و کلاس بريد زبانتون خوب نميشه !
اولين بحث رو برا شروع و عدم اتلاف وقت تعيين کردم هرکي ميخواد در موردش صحبت کنه و صحبت کنيم بسم الله لزومن هم لازم نيست که از بچههاي دوره ۱۲ باشين اگه مخاطب بلاگ هم هستين ميتونين ما رو ياري کنيد.
بحثا اینبار در گروپ انجام نمی شه و در بخش نظرات همون موضوع انجام میگیره
اگه رفقای خارجی هم دارین ازشون دعوت کتید تا ما رو در این بحثا یاری کنن
خواندن کل اين متن بيشتر از 3دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا آن را در ادامه مطلب بخوانيد:
بنام خداوندی که دوستش می داریم
سلام
آقا یه نظر !
برای اینکه دوستی بر و بچ رو بیش از پیش بهش نمود بدیم یه حرکت زیبا در قسمت نظرات انجام بدین !
تاریخ تولد خودت رو بنویس تاهر وقت به دنیا اومدی برات تولد تولد مبارک! بخونیم.
اگر از رفقای بی مرام یا خجالتی مون هم آمار داری و میدونی کی به دنیا میان به نام نامی خودشون یه کامنت بنویس و تاریخ تولد اونها رو هم به اطلاع دیگر دوستان برسون .
( اگه فکر میکنی این یه کار خیلی زرده یه کمی بیشتر فکر کن و یه علت خوب براش پیدا کن حتما پیدا میکنی. )
خوشتر آن باشد که سٌر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران
پنج خاطره از امام موسی صدر به روایت سید صادق طباطبایی (خواهرزاده امام)، سید حسین شرفالدین (شوهر خواهر امام)، سید محمد خاتمی (رییسجمهور سابق ایران و داماد خانواده صدر)، سید صدرالدین صدر (فرزند امام) و سید حسن نصرالله (دبیرکل حزبالله)
دکتر صادق طباطبایی
آقای صدر مرتب به ياسر عرفات تذكر میدادند كه مراقب باشيد و در دام تحريكات فالانژيستها نيفتيد. اسرائيلیها درصددند بين شما دعوا راه بيندازند. به محض اينكه بين شما و لبنانیها گلولهای رد و بدل شود، تبليغات راه می اندازند كه فلسطينیها در اينجا به اسم ميهمان آمدهاند، اما خود اشغالگر شدهاند. فالانژيستها بی هيچ بهانهای میگفتند، وجود فلسطينیها باعث شده است تا اسرائيل زمينهای ما را بمباران و خانههای ما را ويران كند. حالا بعد از درگيری طبيعتاً مشكل دو چندان میشود. يكی از روزها فالانژيستها به اتوبوس حامل فلسطينیها حمله میكنند. آنها قصد داشتند با عمل متقابل پاسخ بدهند، اما با فشار آقای صدر از اين كار جلوگيری شد.
از حسن تصادف بنده و يكی از دوستان نيز در آن ماجرا حضور داشتيم. ساعت 1 بعد از نيمه شب بود كه دايی جان گفتند، همگی برخيزيد تا برويم. ياسر عرفات درخواست كرده تا با او ملاقاتی داشته باشيم. اسم ياسر عرفات را كه می شنويد، شخصيت امروز او در ذهنتان جلوه نكند. او آن روز يك آدم ضعيف و لرزان و ذليل نبود، كه تنها اداره چند پاسگاه به او سپرده شده باشد. ياسر عرفات آن سالها يك قهرمان و اسطوره مقاومت و شخصيت درخور اعتنايی بود كه هركس از هرگوشه دنيا سعی میكرد امضايی از او داشته باشد، يا به نوعی ملاقاتی با او داشته باشد، يا عكسی با او به يادگاری بگيرد. عرفات آن دوران يك چنين قهرمانی بود. به هر حال به ديدار او رفتيم. به اتاق كه وارد شديم، بسيار مضطرب و پريشان قدم میزد. به آقای صدر رو كرد و با حالت پرخاشگری گفت: «تو دايم میگويی سكوت كن! سكوت كن! تحمل كن! تحمل كن! ببين چی برای من كادو فرستادهاند؟» كارتونی بود كه بسيار زيبا بستهبندی شده بود. درِ آن را باز كرديم. سر يك كودك شش ماهه فلسطينی را بريده بودند، توی چفيه بستهبندی كرده بودند و از طرف فالانژيستهای لبنان برای ياسر عرفات فرستاده بودند! لحظة ناراحت كنندهای بود. آقای صدر گفتند: تو شخصيتی انقلابی هستی؛ يك فرمانده و يك قهرمان هستی. اگر الاَّن بجنگی، يك فرمانده قهرمان هستی، اما اگر نجنگی، يك مجاهد قهرمان خواهی بود. مواقعی هست كه نجنگيدن، سختتر از جنگيدن است. مواقعی هست كه يك مجاهد قهرمان نبايد دست به اسلحه ببرد. الاَّن يكی از آن مواقع است.
گاه حال داشتی ادامه رو هم نگاه کن :
امروز برای سحری که بیدار شدم همش تو فکر خوابی بودم که دیده بودم. دیشب خواب برو بچ خودمونو دیدم ولی از اونا تنها کسی که تو ذهنم مونده حاج صادقه.
آره همون صادق بی وفای خودمون که معلوم نیست کجاست. غیبش زده . نمیدونم زن گرفته از ما مجرد جماعت جدا شده، بورسیه شده رفته خارج، پول پیدا کرده رفته با شهرام جزایری جماعت میپره ..نمیدونم خلاصه هرچی هست اینکه امروز هرچی فکر میکنم میبینم این آقا صادق رو آخرین بار خونه مصطفی (مجد) اینا دیدم.اونم یه چند دقیقه ای.
تو ایمیلها دنبالش گشتم ، یه سری میل زده بود بعضی هاش خونده شده بودن و بعضی هاشونم Unreaded مونده بودن . یه سرچی (Search) کردم تو خونده نخوندهها(یا به قول اجنبی جماعت Readed & Unreaded ) دیدم انگار یه چند باری تو میلای گروپ صحبتا بالا گرفته و ... صادق خداحافظی کرده ولی انگار دلش نیومده باشه دوباره برگشته یه چندون میل زده بعدشم بروبچ دوره رو با گروپ و وبلاگ و مرام و اخلاق و خلاصه همه چیزشون بوسیده گذاشته یه کنار.
نمیدونم شاید تقصیر از ما بوده، شاید تقصیر خود حاجی شاید هم تقصیر هردومون.
اگه ما(بچه های دوره) حرفی میزدیم ، انتقادی میکردیم یا هرچیزه دیگه به این خاطر بوده که احساس میکردیم ما همه با هم رفیقیم شاید دوست داشتیم - اگرچه ما گاهی با تندی حرف میزدیم – صادق یا کلا بقیه بچهها مثل یه دوست بهمون جواب بدن اگه از کار دولت انتقادی میشده برای این بوده که همه بدونن این مشکلات هم هست و دلایل این اقداماتو از بقیه دوستاشون بپرسن نه اینکه بیان بگن این مطلب بفرستیم برای گروپ تا حال فلانی رو بگیریم.
البته میل ها رو که خوندم دیدم شاید یه مقدار لحن صحبت ها بد بوده که باعث دلخوری هم شده.
یه عده از اون عده انتظار چنین انتقادای تندی رو نداشتن ، اون عده هم از این یکی انتظار جواب منطقی با لحن برادری داشتن نه جور دیگه...
اگه ما که سالهاست باهم دوستیم نتونیم یه مقدار تفاوتهای سلیقهای اونهم در امور سیاسی رو تحمل کنیم چطور می خوایم فردا با یه عده همکار شیم فامیل شیم (
) یا ... .
خلاصه هرچی بوده بنظر حقیر رفاقتای ما اونقدری ارزش داره که اگه صدبارهم با هم قهر کردیم بازهم باهم روی همدیگرو ببوسیم و گلایه ها رو با صحبت و رفاقت برطرف کنیم.
هر کی پایست یه نظری چیزی بذاره چون یادم میاد تو خواب یه فحش خیلی بد برای کسایی که نظر نمیدن گذاشتم که از گفتن اون تو بلاگ معذورم.
ارادت به خاص و عام برو بچ دوره .
صبح بعد افطار رفتم دنبال مهدی (بهبودی) و با هم رفتیم دم گلدیس دم قرار . داش یاسر منتظر ما بود البته یه مهمون عزیز دیگه هم بود ، پدر داش یاسرم افتخار دادند و قدم بر چشمان ما گذاشتند و ما را در این کوه همراهی کردند.
رفتیم توچال
با این حال که ماه رمضون بود اما انبوهی از ماشینا در پارکینگ پارک کرده بودند. رفتیم بالا تو راه حواسم به بیشتر کوهنوردا بود (البته فکرای بد نکنید
) بیشتر کوهنوردا بدون کوله پشتی و بطری آب و ... اومده بودند و حال و هوای رمضان تجلی می کرد. خدا را شکر که اینقدر کوهنوردای فهمیده داریم و امیدوارم که همشون به قله های رفیع کرامت انسانی برسند.
خلاصه خیلی خوش گذشت و در عین حال تجربه ای بود بیاد ماندنی . تا ایستگاه دو رفتیم بالا دمشون گرم جدیدن وسایل ورزشی (از همینا که تو پارکا می زارن) تو چند تا از توقفگاهها گذاشتند ما هم بی نصیب نموندیم و کمکی ورزش کردیم.
با تله کابین برگشتیم پایین
البته بعدش دیدیم تا اینجا که اومدیم حیفه که تا کهف الشهدا نریم یه سرم رفتیم کهف الشهدا جای همتون سبز ایشالا سری بعد با هم بریم
هرکي سري بعد ميخواد بياد نوکرش هم هستم فقط اسمش رو تو نظرات بنويسه

امام جمعه نيشابور با توجه به سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني كه گفته بود ما با دولت 3 سال مدارا كردهايم و چيزي نگفتهايم، اظهار داشت: من بدون رودربايستي ميگويم و هركس ميخواهد اين خطبه را ضبط كند، سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني درباره دولت بسيار تعجببرانگيز بود. شما دقت كنيد كه آقاي هاشمي رفسنجاني در زمان رياستجمهوري خودشان، با اصلاحطلبهاي مفسد، با مليمذهبيها، با دومخرداديها و... مدارا ميكرد، با دشمنان اسلام كه در پي براندازي نظام بودند مدارا ميكرد، اين برخلاف اصول اوليه انقلاب است، آيا با دشمنان كه ضرباتي را به نظام و انقلاب وارد ميكنند، بايستي مدارا كرد؟
هر چه آقاي هاشمي...
.
.
.
آيتالله غرويان امام جمعه نيشابور در پايان خطبهها با توجه به عملكرد مثبت دولت در پيشرفت كشور و حمايتهاي منطقي و مستدل رهبر معظم انقلاب اسلامي از اين دولت، از آقاي هاشمي رفسنجاني و ديگران خواستند اگر از دولت نميتوانند حمايت كنند، حداقل سكوت كنند.
برو تو ادامه ببین چه خبره...
|
نتایج نظرسنجی
« بحث سیاسی » |
![]() نظر شما در مورد درج مطالب و بحثای سیاسی در بلاگ و گروپ چیست ؟ |
1- باشه
.
.
9رای - 56.2%
. 2- نباشه
.
.
7رای - 43.7%
. |
|
یک ماه از شروع نظر سنجی گذشته من هم نظرم رو دادم، شما چطور؟ |
اگه دوست داشتین یه کم بیشتر در مورد کتاب خدا بدانید به این دو لینک برای دیدن سخنان قصار امام و رهبری در مورد قران مراجعه کنید.
http://yek.ir/index.php?action=show_news&news_id=403
http://yek.ir/index.php?action=show_news&news_id=404
میدونید فردا یعنی ۱۲ شهریور تولد کدوم یکی از برو بچ دوره است؟
برنده مسابقه با خرید یک سیم کارت ایرانسل در قرعه کشی بزرگ این شرکت، شرکت داده خواهد شد.
پس بشتابید.
دی که به قصد دیدار از نظرات فاضلانه و عالمانه شما دیر دوستان وبلاگ نویس آدرس وبلاگ خودمان را در مرورگر قدیمی رایانه شخصی ام تایپ کردم مسئله ای ساده اما مهم نظرم را جلب کرد.
به دلیل وجود عکسهای حجیم در صفحه نخست وبلاگ ، زمان بارگذاری وبلاگ به 3 الی 4 دقیقه افزایش یافته است.
البته این مسئله از آن جهت برای بنده مهم جلوه نمود که هنوز نتوانسته ام تکنولوژی ADSL یا ADSL 2 را بومی کرده و یا منبعی برای پرداخت هزینه سنگین آن بیابم.
پس بدین سان دست به کار شده از شما ADSL داران قدرتمند و صاحب ملک و ایده تقاضا کرده به فکر ما حقیر دوستان بیچیز (چیز = ADSL) بوده که اتصال Dial-up ما توانایی بارگذاری مطالب گرانقدر شما را ندارد و در نتیجه از استفاده از عکسهای حجیم در صفحه نخست جداً خودداری فرمائید.
با تشکر ![]()
نقل است از مولای متّقیان علی (ع):
من قصر عن السّیاسة صغر عن الرّیاسة.
کسیکه در سیاستش قصوری باشد در ریاست به چیزی شمرده نمی شود.
He who fails in diplomacy, will fall short of leadership
گر مرد عمل ز رمز کار آگاه است
کاری که کند موافق دلخواه است
آنکس که سیاستش بسی بیراه است
دوران ریاستش بسی کوتاه است
البته بگم از گذاشتن این شعر هیچ قصد سیاسی اقتصادی مذهبی شخصی دوره ای خانوادگی فامیلی جمعی علمی و... نداشتم.
ممنون![]()
تولدت مبارک
اینم جایزت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
1ـ بیم آن میرود که ماه رمضان به عادت بیروحی تبدیل شود که شعائر آن تنها عادتها و رسومی سرگرمکننده باشد و از همه معانی اصلی و روح حقیقی خود تهی گردد.
2ـ مصیبتی که روزه و رمضان به آن مبتلا شدهاند، مصیبتی است که بر همه عبادات و مناسک دینی سایه افکنده است. این بیماری به عبادات دیگر هم سرایت کرده و به اماکن مقدس، شعائر دینی و همه رهنمودهای آسمانی حملهور شده است ... این فاجعه پس از آن رخ داد که به آموزههای آسمانی، قالبهای زمینی محدود و معین داده شد، همه چیز کمٌی شد و برای آن اندازهگیری و درجهبندی وضع گردید.
به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، قاضی سمیح الحاج مسئول پیگیری پرونده امام موسی صدر و دو همراه وی شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین که در 31 آگوست 1978 در لیبی ناپدید شدند، عصر امروز حکم اعدام معمر قذافی رهبر لیبی را صادر کرد.

خدایا تو ما را لیاقت بده که در این مهمانی که از ما کردی به طور شایسته وارد بشیم...
http://upload.iranblog.com/1/1220014618.mp3

...قرآن تا اعماق دل شما نفوذ خواهد کرد
انگيزههاى خط تخريب داخلى هم يك طيف وسيعى است و نميشود انسان همه را به يك چوب براند:
بعضيها واقعاً خبرى ندارند - يعنى مغرض نيستند؛ اطلاعاتشان كم است و بر اثر بىاطلاعى چيزى ميگويند
- بعضيها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛
بعضيها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ يعنى با نظام مسئله دارند، كينهى امام در دلشان است و حرفهاى امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند - آنهايى كه از آن حرفها رو برگرداندند و پشيمانشدهها و برگشتهها - اينها يك طيف وسيعى از انگيزههاست، ليكن بالاخره محصول و جمعبندىاش همين تهاجمها و پنجهزدنها و لجن پراكنىهاست كه وجود دارد.
مقام معظم رهبری ، دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت ۲/۶/۱۳۸۷
این سخنرانی رو یاسر هایلایتیزه کرده و به گروپ فرستاده هر کی می خواد می تونه از اینجا هم ببینه (همه اش رو بخونین بهتره!)
یه پیشنهاد:
از اون جایی که جلسه هفتگی فعلا رو هواست و دست هایی در کار است که نون ما رو آجر کنه و بحث های سیاسی رو که از گروپ به وبلاگ آورده شد از صحنه دوره حذف کنه(منظورم اصلا احسان نیست ها
)
اگه دوستانی پایه باشن که به بحث های سیاسی بپردازیم بنده اسپانسر می شم و جا و هزینه برگزاریش رو تقبل می کنم ولی به این صورت که خودشون پایه باشن و نیازی به جمع کردن دور هم نداشته باشن.
بعد هم اینکه الان ۲ نفر پایه داریم و اگه هر کی خواست اضافه بشه اسمشو به من بگه! ان شاءالله هر ۲ هفته یک بار جلسه بگذاریم.
پیشنهاد می دم جلسات علمی و درسی و غیر درسی به همین صورت در بین بچه های هر رشته یا علاقه مندان به مسائل مشابه شکل بگیره!
یا علی

سلام رفقا
چند روز قبل داشتم با خودم فکر ميکردم حالا که اينقدر بچه اهل کل کل داريم و همه پاين و فرقي نميکنه براشون چي باشه . چه اشکالی داره در ماه رمضان طبق آیه والسبقون بالخیرات سر چیزای ردیف دیگه ای (در کنار مشاعره) مثل ختم قرآن هم کل کل کنیم این شکلی با یه تیر دو تا نشون رو زدیم هم کل کلمون رو کردیم همم در کنارش با قرآن کمی مانوس تر شدیم.
بریم سر اصل مطلب شیوه ختم
کار خاصي لازم نيست بکنيد مثله مشاعره فقط کافيه به قسمت نظرات بريد و ببينيد که نفر آخر تا صفحه چند خونده و شما به انتخاب خودتون صفحه يا صفحات بعدي رو بخونيد.-معيار قرآن عثمان طه است-
اين شکلي وقتي که عدد به ۶۰۴ -صفحه آخر عثمان طه- رسيد يک قرآن ختم شده است.
به طور متوسط اگه روزي مجموع صفحات خونده شده هممون به ۲۰ ص برسه در عرض یک ماه یک قرآن تمومه.اگه پايه باشيد حتي ميتونيم بيشتر از ۱ قرآن هم ختم کنيم
مزاياي طرح :
۱- اين روش ختم قرآن هيچ مسئوليتي براي شما ايجاد نميکند که حتمن روزي چند صفحه قرآن بخونيد و بنا بر حال و احوال شخصيتان ميتوانيد انتخاب کنيد که امروز چند صفحه قرآن بخوانيد
مثال :
نفر اول :
صفحه ۱-۲-۳ رو من ميخونم
نفر دوم :
صفحه ۴ با من
نفر سوم :
ص ۵-۶- با من
.
.
چند نکته :
۱- حتمن بايد صفحات به ترتيب خوانده شود يعني شما بايد به نفر قبلي نگاه کني که تا ص چند خونده و شما ص بعدي آن را بخواني
۲- هرکي ص رو تقبل ميکنه حتمن بايد همان روز بخونه
۳- حداقل تعداد صفحات ۱ ميباشه
نقل است از مولای متّقیان علی (ع):
النّاس بزمانهم اشبه منهم بآبائهم.
مردم به زمان خود شبیه ترند تا به پدران خود.
People are more like their time than their forefathers
اولاد ز رسم پدران بیخبرند
زآنروی که پروردهء دوری دگرند
مردم پی رسم پدران کم گیرند
با اهل زمان خویش همرنگ ترند
شادي اين صعود از دربند به ايستگاه ۵ تله کابين را به ارباب و ولي نعمتمان امام زمان -عجل الله فرجه الشريف- به عنوان تحفهاي ناچيز به مناسبت نيمه شعبان تقديم ميکنيم
آرشيو عکسهاي اين سري در گروپ دوره موجود است.-ديدن آنها فقط براي اعضاي گروپ مجاز است-
حقيقتا جمعه اين هفته يکي از پر افتخارترين روزها براي تيم کوهنوردي دوره ۱۲ بود. چرا که نه ؟
من که به شخصه فکر نميکردم با تيم ۱۰ نفري از بر و بکس بتونيم تا ايستگاه پنج صعود کنيم اما در کمال نا باوري اين امر محقق شد. کمي اعتقادم به اين ضرب المثل سست شد که سنگ بزرگ علامت نزدن است . پنجشنبه که مي خواستم به ياسر زنگ بزنم که بگم فردا مياي بريم کوه يا نه ؟ ناگهان فکري به ذهنم خطور کرد و گفتم چه ايرادي داره بزار يه بار ديگه هم شانسمون رو تست کنيم شايد اينبار معجزهاي بشه و از بچههاي دوره بخاري بلند شه در نتيجه بلافاصله متن اسمسم رو عوض کردم و از سر گروهها خواستم که زحمت بکشن و از زير گروههاشون بپرسند که کيا ميان کوه البته اسمس حاوي مطالب ديگري نيز بود که عرض ميکنم. در حين اينکه ميخواستم به سرگروهها اسمس بزنم داشتم خاطره اولين و آخرين کوه دسته جمعي با رفقا رو مرور ميکردم . يادش بخير صبح جمعهاي مثل فردا بود که با يه عالمه انرژي بچهها جمع شده بوديم که بريم کوه ولي به خاطر نداشتن برنامه و عدم انتخاب کوهي مناسب و ... هنوز هيچي نشده و به کوه نرسيده در همون ۱ کيلومتر اول کوهنوردي بچهها خسته شدند و همه برگشتيم
تو همين فکرا بودم که دستم لرزيد و نتونستم بقيه اسمس رو تايپ کنم گفتم وللش بزار خودم و ياسر که پايه کوهنوردي هستيم بريم بقيه بچهها هم پيشکش
در همين کش و قوس بودم که آخر تصميم گرفتم به همه بکس بگم که بيان ولي اين سري فقط از اون کسايي ميخوايم بيان کوه که بچه نيستن و هي نق نميزنن که خسته شدم بيا برگرديم و ...
به همين خاطر متن اسمس رو اين شکلي تنظيم کردم که " سلام رفقا بي زحمت از ز.گ هاتون بپرسين که کيا ميان بريم دربند تا ايستگاه ۵ توچال فقط هرکي ميخواد بياد تا ساعت ۱ وقتش خالي باشه و ۷ - ۸۰۰۰ هزار تومان پول همراش باشه "
بهتره بخش سر گروهاشو سانسور کنم که از بعضيهاشون خيلي خيلي دلگيرم
تقريبن تا صبح من ۶۰ ۷۰ تا اسمس به اين و اون زدم تا فرداش ۳ ۴ نفر ديگه به جمعمون اضافه شه
صبح ساعت ۵:۳۲ دقيقه بود که رسيدم دم گلديس طبق انتظار غير من و اميرحسين که با هم رسيديم
فقط ياسر اونجا بود.
ساعت ۵:۴۰ بود که داشتم به ياسرينا ميگفتم اگه چند دقيق ديگه بچهها نيمدن راه ميافتيم که ناگهان ديدم هادي از راه رسيد و گفت که بچهها فکر کردن قرارمون ۵:۳۰ خواجه نصيري- همون ۶- هستش و فکر نميکردن که ۵:۳۰ به وقت عادي است!
سر راه دو تا از بچهها رو ور داشتيم و رفتيم تجريش ماشين رو پارک کرديم
اونحا ۵ تا ساقه طلايي خريديم و رفتيم بالا بقيش رو هم نميگم تا دماغتون بسوزه و سري بعد بلند شيد بيايد با هم بريم
چند تا نکته :
۱- وقتي ميگيم کوهنوردي با پيکنيک فرق داره و يعني ميخوايم مشتي بريم بالا
۲- وقتي يه مقصدي رو از قبل اعلام ميکنيم هر چه قدر هم طولاني باشه حتي اگه شده سينه خيز همه بايد بريم
۳- هرکي نق نقو هست نياد
۴- هرکي اومده کوه ما اين استنباط رو ميکنيم که ۱۰۰ ٪ سالمه و مشکل خاصي نداره که اومده به خاطر اين انتظار داريم که پا به پاي همه بياد بالا و ما خودمون را با اون تنظيم نميکنيم اون بايد خودش را با بقيه تنظيم کنه
۵- مزه کوه رفتن به ديدن مناظر طبيعي و توقف در کنار آنهاست اگه بچه ها با ما هماهنگ نباشن و هرکي در مسير هر جايي که عشقش کشيد واسته و استراحت کنه لا جرم ما نميرسيم که در کنار اين مناظر توقف کنيم و خودمون ضرر ميکنيم
۶- مناسبات اجتماعي ايجاب ميکنه که وقتي کسي با گروه حرکت ميکنه از حرکات انفرادي و جدا شدن از جمع خودداري کنه .از تک تک رفقا ميخوام که چند ساعتي هدفون مدفون تعطيل کنن اگه هم قراره چيزي گوش بديم همه با هم گوش ميديم
۷- خستگي برا پير مرداست . اگه ما نتونيم تو اين ايام جووني به کوتاهترين قلههاي دربندينا صعود کنيم بايد بريم سوت بزنيم
۸- در هنگام حرکت صبح ما براي کسي صبر نميکنيم تا بياد سر موقع مشخص حرکت ميکنيم
۹- شما بلند شين بياين اينقدرم سخت نيست
۱۰- خواهشن در بين راه از بحثاي سياسي جدا خودداري نماييد . چون ممکنه بين بچهها کدورت به وجود بياره
۱۱- هرکي چند سري بد قولي کنه و نياد ديگه برا سريهاي بعدي خبرش نميکنيم
۱۲- خيلي از اصول رو هم خودتون ميدونين و لازم به ياد آوري نيست
در آخر از تک تک رفقايي که از خوابشون زدن و با ما اومدن کوه تشکر مي کنم و دست مريزاد ميگم و اميدوارم اگه احيانن شوخي چيزي کرديم با اخلاق ورزشکاري خودشون ما رو ببخشن. ايشالله که سري بعد از تعدادمون کم نشه و بقيه هم که اين سري نيمدن بيان
هرکي پايست که بياد کوه تو نظرات يه يا علي بگه تا بهش خبر بديم !
هرکي نکتهاي چيزي به نظرش ميرسه در قسمت نظرات ما رو راهنمايي کنه
حاضرين :
۱- اميرحسين فرج اللهي
۲- ميثم حاجي غلام
۳- ياسر حسين بيک
۴- محمد حسين قاضي زاده
۵- شهاب
۶- هادي فلاح
۷-محمد دمشقيان
۸- سجاد عبدلي
۹- محمد صادق شيخي
۱۰-احسان عابدين نسب
- اسامي ترتيب خاصي ندارد و به طور تصادفي نوشته شده است-