جلسه علاقمندان اردوي جهادي پنجشنبه 7 آبان ساعت 4 فلکه دوم صادقيه مدرسه راهنمايي براي اطلاعات بيشتر به سايت www.yek.ir مراجعه کنيد.

به حضور انور دوستان عرض کنم که اگر دوستان استقبال کنند میتونیم سری جدید ماراتن مشاعره رو استارت بزنیم .
یادمه دفعه ی قبل خیلی خفن گرفت .
فقط کافیه یه دیوان حافظ بگذارید بغل کامپیوترتون !
اولین بیت رو هم دوباره با همون بیت معروف شروع میکنیم :
به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
حال یکی چراغ اول رو روشن کنه و نون بده !
او
متولد سال 46 در تهران است. در كودكي همراه خانوادهاش به يزد برگشته تا
پاييز 65 كه در دانشگاه امام صادق قبول شده و به تهران برگشته تا مقطع
فوقليسانس در رشته «معارف اسلامي و تبليغ»، دروس اسلامي و حوزه شامل
فقه و اصول و فلسفه اسلامي و فلسفه غرب و ارتباطات بخواند.مرغ مورچه خوار که در کشور آرژانتین زیاد به چشم می خورد،آشیانه ی خود را به شکل تنور می سازد و به همین خاطردر این کشور به مرغ تنور مشهور است.
چند سال پیش یک جفت از این پرندگان بر بالای بنای یادبود که زینت بخش میدان شهر در پایتخت آن «بوینوس آیرس» بود، از گل و برگ اقدام به ساختن لانه ی تنوری شکل خود کردند.سپس چند نفر از کارگران شهرداری این لانه را ویران کردند.
سال بعد، همان پرندگان بازگشتند و دوباره در همان جا شروع به ساختن لانه کردند بار دیگر کارگران شهرداری آشیانه را پایین آوردند.
پرندگان سال بعد آن نیز دوباره به همان جا بازگشته و اقدام به ساختن مجدد آشیانه ی خود کردند. این بار شهروندان به کارگران شهرداری فشار آوردند که کاری به کار آنها نداشته باشند.
نکته:ما چقدر در انجام کارهایمان سرسخت و ثابت قدم هستیم؟؟؟؟
قبل از عرض خاطره يک نکتهاي را عرض کنم که اين بلاگ متعلق به همه است و نام کاربري و رمز عبور آن در سايت درج شده ، لذا بديهي است که آن کساني که خرده ميگيرند که چرا دير خاطره ميزنيد ميتوانند خواننده نباشند و نويسنده باشند.
امسال نيز خداوند توفيق داد که بار ديگر از اين مردگي کمي فارغ شويم و در کنار مردمي به سخاوت کوير چند صباحي را زندگي کنيم ،که بلکه از آنها درس زندگي و قناعت و رضا و ايمان و شجاعت و پشتکار و محبت و صفا و صميميت و هزاران صفت خوب را ياد بگيريم.
امسال که رفتم جوخون انگار که 20 سالي بود که چوخون و مردمش رو ميشناختم و انگار که از بچگي تو چوخون بزرگ شده بودم ، خيلي حس راحتي با بچههاي اونجا داشتم و با هم گرم ميگرفتيم و مثله دو تا دوست صميمي بعضي وقتا از کاراي هم ديگه ايراد ميگرفتيم و هم ديگه رو نصيحت ميکرديم و بعضي وقتا هم اين قدر گرم خنده و شوخي ميشديم که زمان از يادمون ميرفت .
بعد از ظهر بود که رفتم تو پارک بازي که تنها محل تفريح براي بچههاي چوخون است و دنبال بهانهاي بودم تا رفقاي جديد پيدا کنم . بهانه نيز جور شد و در آخرش که ميخواستم بيام بيرون با بچهها قرار گذاشتيم که بريم جاهاي ديدني اونجا رو به من نشون بدن.
قبل از خداحافظي هم با بچهها يه مسابقه دو داديم که خيلي حال داد . خيليهاشون با پاي برهنه ميدوييدند. فردا بچهها آمدند و قرار شد که بريم مکان زيارتيشون رو ببينيم. دقيقا راس ساعتي که قرار گذاشته بوديم آمدند . وقت شناسي آنها براي من خيلي جالب بود . قبل از حرکت پرسيدم که تقريبا چه قدر راه است و بچهها گفتن که 18 دقيقه !! بعد از 5 دقيقه اول رسيديم به اول راه و تپههايي که پشت آنها مکان زيارتي بود. اول راه خيلي خوب بود ، اما بعد از کمي جلوتر رفتن راهها خيلي باريک ميشد منم که ميخواستم کم نيارم و نگن که اين بچه شهريه و ... :دي خودم رو از تب و تاب نميانداختم و ميرفتم ناگهان در وسط راه ديدم که بچهها از يه شيب خيلي تند از روي تپههاي ماسهاي مسابقه دو گذاشتن و بدو بدو دوييدن پايين من که يه لحظه قلبم اومده بود تو دهنم ، پيش خودم گفتم عجب کاري کردم، به بچهها گفتم بياين.اگه براي يکيشون اتفاقي بيفته يا زبونم لال ماري ،عقربي، کسي رو بزنه من چه خاکي تو سرم بريزم. ولي بعدش گفتم اگه بخوام بهشون گير بدم بدتر لجبازي ميکنن و تو مسير برگشتم اذيت ميکنن.بعدا 2 3 بار که باهاشون رفتم ديگه برام عادي شده بود و خودم هم از تپههاي ماسهاي ميدويدم پايين، زيرا خطري نداره و آدم سر نميخوره . رسيديم به مکان زيارتيشون ! من قبلش فکر ميکردم که اونجا کسي دفن هست ولي بعد که رسيديم فهميدم نه جايي هست که براي اعمال زيارتيشان آنجا جمع ميشوند . حاوي يه سايهبون بود که مثله اينکه مردا ميرن زيرش و يه اتاق کوچک که مخصوص آشپزي بود و نکته جالب اين بود که آشپزخانه را بدون هيچ ملاتي ساخته بودند و فقط با چيدمان سنگها روي يکديگر آن را ساخته بودند. روي زمين در محوطه بيروني سنگهايي بود که جلب نظر ميکرد وقتي از آنها پرسيدم که جريان اين سنگها چيست گفتند که مثلا هنگامي که ميخواهند بزي را ذبح کنند در اينجا ذبح ميکنند يا گوشتش را در آنجا خورد ميکنند و ... و تعدادي سنگ را هم به شکل هرمي روي يکديگر چيده بودند و ميگفتند که در موعدي خاص از خاک تميز زير آن در شربت ميريزند و ميخورند به عنوان شفا و ...
خلاصه گردش جالبي بود حيف که من دوربين نبرده بودم که عکس بگيرم يا صداي بچهها رو ضبط کنم . هنگام برگشتن گفتن که بيا از مسير ديگري برويم که نزديکتر است و آسفالت است . در طول مسير جايي را نشان دادند و گفتند که اينجا شغال زندگي ميکند يا گفتند که اينجا چشمه هست ولي آب نداشت و خشک نبود ناگهان يه کمي که کنديم ديديم که آب زلال و تميزي زد بيرون
موقع برگشت از بازيهاي محليشان پرسيدم و دو سه تا بازي جالب يادم دادند که از بازيهاي سنتي ايرانيان است و زمانهاي قديم هم در تهران بازي ميکردند مثل الک دولک و دو سه تا بازي ديگه در ضمن يه چيزي هم که به يادگار به من ياد دادند نحوه تير پرت کردن با تيرکمان بود . نحوه ساخت تير کمان خيلي ساده بود و فقط کافي بود که يه تيکه لاستيک باشه و ميشد تير کمان و لايش سنگ ميزاشتي و پرت ميکردي و تا فاصله دور ميرفت بعد از تقريبا 20 دقيقه پياده روي به محل برگشت رسيديم . قرار گذاشتيم که فردا نيز همين موقع به گردش برويم.
ان شالله منتظر قسمتهاي بعدي باشيد ياعلي
به گفته پژوهشگران در امر امنيت اطلاعات، از پريز برق مي توان براي شنود آنچه مردم بر روي صفحه کليد رايانه تايپ مي کنند، استفاده کرد.
به گزارش سرويس فناوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، پژوهشگران موسسه Inverse Path دريافتهاند که فقدان لايه هاي حفاظتي کافي جهت جلوگيري از انتشار اعوجاج در کابل برخي صفحه کليدها، باعث مي شود که در هنگام تايپ هر حرف، اطلاعاتي حساس از طريق اين سيم نشت کند.
اين پژوهشگران با تحليل اطلاعاتي که از طريق پريز برق به دست آمد، توانستند دريابند که فرد مورد شنود قرار گرفته، چه چيزي بر روي صفحه کليد کامپيوتر خود تايپ مي کند.
در اين پژوهش مشخص شد اطلاعات منتقل شده از طريق سيم صفحه کليد، از 15 متري نقطه اتصال رايانه به يک پريز برق و حتي از نقاطي مانند لوله هاي آب نيز قابل شنود است.
آندريا باريساني و دانيل بيانکو، از پژوهشگران موسسه Inverse Path در يک مقاله علمي به تشريح يافته هاي خود پرداختند و نوشتند: «هدف ما اين است که نشان دهيم اطلاعات را از غيرمنتظره ترين راه ها مي توان شنود کرد.»
پژوهشگران تحقيق خود را بر روي سيم هايي متمرکز کردند که صفحات کليد PS/2 را به رايانههاي روميزي متصل مي کند.
اين دو نفر گفتند شش سيم داخل يک کابل PS/2 معمولا نزديک به يکديگرند و حفاظ اعوجاجي مناسبي ندارند.« اين مساله باعث مي شود اطلاعاتي که از طريق سيم داده (data) به شکل تغيير ولتاژ در حال انتقال است به سيم زمين (earth) در همان کابل القاء شود.
سيم زمين نهايتا از طريق منبع تغذيه رايانه به پريز برق و از آنجا هم به کل مدارهايي که برق اتاق را تامين ميکنند متصل مي شود.
آنچه شرايط را براي اين القاي ناخواسته اطلاعات فراهم مي کند سرعت پايين انتقال اطلاعات صفحه کليد است که سرعت آن به مراتب کمتر از سرعت عملکرد ديگر قطعات در رايانه است.»
در اين مقاله آمده: «موج مربعي سيگنال PS/2 با کيفيت خوب [به سيم زمين] منتقل مي شود و مي توان آن را به اطلاعات اصلي صفحه کليد تبديل کرد.»
پژوهش اين افراد نشان داد حتي اگر محلي که تلاش براي دزدي اطلاعات از آن صورت مي گيرد تا 15 متر از پريز برق فاصله داشته باشد، اطلاعات بدون مشکل منتقل مي شود و نتيجتا چنين روش شنود اطلاعات در اتاق هتل ها يا دفاتر کار نيز قابل استفاده است.
اين دو پژوهشگر اعلام کرده اند که تحقيقات آنها در اين زمانه کماکان ادامه دارد و قرار است نحوه انجام چنين حمله اي در کنفرانس مسائل امنيتي Black Hat که از روز 25 تا 30 ژوئيه در لاس وگاس برگزار مي شود، به نماش گذاشته شود.
منبع : ایسنا
هو السلام
پروردگارا چگونه ترا به خاطر اين همه نعماتت سپاس گوييم در حالي که زيانمان عاجز و الکن است و حقا که "و ما قدروا الله حق قدره" ! پروردگارا حمد و سپاس ما را بپذير چرا که ما هيچيم و با شما معنا پيدا ميکنيم !
سلام به همه رفقاي ارزشي و ورزشي !
شادي اين صعود رو نيز در اين روز جمعه عزيز تقديم ميکنيم به ارباب و مولايمان حضرت صاحب الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف که او حاضر است و ما غايب اميد که مشمول الطاف خفيه و ظاهريه ايشان همه مان گرديم
اي کوه حقا که عظمت و جبروتت ، عظمت و جبروت رب العالمين را به بندگان به درستي گوش زد ميکند و زيبايي و جمالت خود درس بندگي و عبوديت است !
ساعت 6 بود که رسيديم پاي مجسمه دربند ، 5 تا سافه و 3 تا شير کاکائو و2 تا آب معدني گرفتيم و راه افتاديم. دو ساعت اول رو مثل فشنگ رفتيم بالا و جوگير بوديم و ييهو که به خودمون اومديم ديديم چه قدر زود رسيديم به ميانه راه،تقريبا ساعت 9 بود که رسيديم به نزديکياي ايستگاه 5 ، حال زمان انتخاب بود بين ايستتگاه 5 و ايستگاه 7 و ما راه ميانبر ايستگاه 7 رو که از پايينم مقصدمون بود رو انتخاب کرديم.
پس از نوشيدن از آب چشمهاي گوارا به آبشاري بکر با آب زلال رسيديم و جاتون خالي يه دلي از عزا در آورديم و يه آب تني مشتي کرديم . خيلي چسبيد جاي همتون سبز سبز سبز سبز سبز بود :دي. البته همه اين اتفاقا به اين سرعتم اتفاق نيفتاد و روند عادي خودش رو طي ميکرد و در حين کوهنوردي يه عالمه با هم گپ زديم و خيلي خنديديم و بعضي وقتا هم تفکر کرديم ،در کل در مورد خيلي چيزا صحبت کردم از خاطرات خاک گرفته دوران دبيرستان تا فوايد کوهنوردي و درسايي که ميشه از کوه و کوهنوردي گرفت و هم چنين برنامههايي که سريهاي بعد تو کوهنوردي اجرا کنيم بهتر ميشه! مخصوصا جزئيات رو نميگم تا خودتون پپاشين بياين. بر ميگرديم به ماجرا خلاصه بعد آب تني دوباره راه افتاديم و بعد از توقفات و تاملات و زمزمه کردن آوازهاي فرحبخش اي ايران اي مرز پرگهر و امثالهم و گرفتن عکس و فيلم و ... ساعت 2 بود که به ايستگاه 7 رسيديم ، ايستگاهي که براي خود من هميشه يک آرزو بود ولي امروز و دفعه قبل له خاطره تبديل شد :دي البته ما هنوز خيلي راه داريم تا کوهنورد بشيم چرا که کوهنوردي اصولي دارد و ديمي نميشه گفت که ما کوهنورد شديم ولي ميتونيم بگيم که ما ثابت کرديم که هيچ چيز محاالي محال نيست . چرا که محاليت شايد در بعضي مواقع نسبي باشد و يا توهم باشد که محال است و با پشتکار و دلسرد نشدن و ... به ممکن تحقق ميبخشد . خلاصه اين 2 مرحله صعود و بالا بردن رکورد از 5 به 7 رو به همه رفقا تبريک عرض ميکنم و اميدوارم که اين صعودها مقدمه صعود الي الله قرار بگيره و خداوند توفيق اين کوهنوردي رو از ما صلب نکنه .
بعد از يکمي نشستن در ايستگاه هفتت بليط تله کابين را بيع نموده و در دو مرحله به شهر تهراني که خيلي از نظر خودمون ازش دور شده بوديم هبوط کرديم.
در اين صعود افراد زير حاضر بودند :
1- ياسر حسين بيک
2- سيد عليرضا سادات حسيني
3- احسان عابدين نسب
اسامي بر اساس حروف الفباست .
هرکي که دوست داره که در برنامههاي بعدي شرک کنه بسم الله در نظرات اعلام آمادگي منه که ما خبرش کنيم
صعودهاي قبلي را ميتوانيد در اينجا مشاهده کنيد
اينشالله اگه اين امتحاناي مونده هم بخير بگذره مي خوام اگه همراهي كردين دوباره پيش هم جمع بشيم.
براي شروع بنظرم يه برنامه باشه هفته بعد بريم نمايشگاه كتاب.
من كه خودم نظرم مثبته نظر مثبت تو چيه؟
بدون شرح.... !
An experienced and wise master grew tired of his apprentice complaining.
هر جمعه از این هفته برنامه فوتبال برقراره
مکان: وردآورد-شهرک دانشگاه شریف-دومین چهارراه سمت راست-روبروی پادگان شهید خرازی- سالن الزهرا
ساعت:۱۰ تا ۱۱:۳۰
ظرفیت محدود است.
می تونید رفقا و فامیل هایتان را هم بیارید.
هرکی می خواد بیاد به من زنگ بزنه
مبلغ: ۴ جلسه ۱۲۵۰۰ تومان
اگه بخواهید جلسه ای بیایید ۳۵۰۰ تومان
بسم رب الحسین (ع)
جلسه توجیهی پیرامون سفر کربلا
در این جلسه توضیحاتی پیرامون سفر کربلا به دوستان داده خواهد شد.
۵شنبه ۴-۵ بعد از ظهر در محل دبیرستان
همواره جماعت مومنان بر سر دو راهي قرار دارند كه آيا جهاد را انتخاب كنند يا عذرتراشي و خانه نشيني؟
البته مومن خانه نشين هم به بهشت خواهد رفت چرا كه در جرگه اصحاب اليمين است ولي فاصله ي بين او با مومن مجاهد شايد هم چون فاصله اش با اصحاب الشمال باشد. مومنين مجاهد انسانهايي هستند وظيفه شناس و خستگي ناپذير كه فقط رضاي محبوب براي آنها مهم هست و لذا خستگي و رنج و سختي اين دنيا را به جان خريده و با آغوش باز به استقبال آن رفته چرا كه به خوبي مي دانند كه هيچ معامله اي پر سودتر از اين نمي توانند بكنند كه اندك سرمايه شان كه همان جانشان است را به بهايي گزاف معامله كنند
از ديگر خصوصيات مومنين مجاهد مي توان به همت بلند آنان و هم چنين داشتن تدبير و قوت تصميم گيري آنان اشاره كرد كه مي توان گفت كه تمايز آنان با مومنين نشسته در سه عامل فوق است
از خداوند تمنا داریم که در وهله ی اول ما را در گروه مومنین و سپس مومنین مجاهد که السبقون السبقون اند همه ما را قرار دهد

دوباره شنبه شد، شروع هفت روز ترس و دلهره، شروع هفت روز اضطراب
شروع درس های منجمد که "v" نماد سرعت است و"a" نمادی است از شتاب